اطلاع رسان
نگارش در تاريخ شنبه 8 تير 1392برچسب:مهرورزی, توسط سید رسول شاکری

نام ونام خانوادگی
عرفان صمدی
عرفان عسکری
مهیار کرمانی
شیرین طالبی
بهناز مقامی
مارال ناصری مقدم
ملیکا درخشانی
راضیه محمدی
عارفه ایزدی
آریا لزگی
فاطمه نکویی
مهشید خاوری
ابراهیم محمدی
الناز اعتقادیان
آرین ریحانی
محمد مهدی باقر پور
امیر رضا فرامرزی
محمد جواد علیزاده
علی کاملی
مینو حکمتی فر

نگارش در تاريخ چهار شنبه 1 آذر 1391برچسب:اطلاع یابی,رفتار اطلاع یابی, توسط سید رسول شاکری

 

دوشنبه, 08 آذر 1389 ساعت 10:27
نظريه هاي رفتار اطلاع يابي
وجیهه حسینی

مقدمه: انسان‏ها ممکن است روزانه با سؤالات و پدیده‏های مبهم زیادی روبرو شوند که برای کشف آنها و دستیابی به پاسخ برای این سؤالات، به اطلاعات نیاز دارند. در واقع برای به‏دست آوردن اطلاعات نیاز به اطلاع‏یابی وجود دارد. اطلاع‏یابی نیز فرایندی است که طی آن فرد از سمت مجهولات و نادانسته‏ها به‏سمت دانش و آگاهی حرکت می‏کند. اما در عصر حاضر، با حجم عظیم اطلاعات و در واقع با پدیده انفجار اطلاعات مواجه هستیم بنابراین، دانستن این نکته حائز اهمیت است که افرادی که از این اطلاعات عظیم بهره خواهند گرفت در توانایی پرداختن به اطلاعات دچار محدودیت هستند و در واقع، آنها نیاز به اطلاعات زیاد ندارند، بلکه اطلاعات مناسب و دقیق‏تر می‏خواهند (روس، 1379). به عبارت دیگر، تنها دسترسی به اطلاعات ملاک نیست بلکه در این عصر، دسترسی داشتن به اطلاعات متناسب با نیاز اطلاعاتی مطرح می‏باشد.


مقدمه
تعاریف
اطلاع یابی
رفتار اطلاع یابی
تمایز میان چند مفهوم
سابقه تاریخی مفهوم رفتار اطلاع‏یابی
نظریه‏ها (الگوهای) رفتار اطلاع‏یابی
نظریه بتیس
نظریه الیس
نظریه دروین
نظریه چن و هرنون
نظریه ویلسون
نظریه کولثاو
نظریه تیلور
نظریه بلكين
نظریه کالتو
نظریه‏های رفتار اطلاع‏‏يابي در محيط‏هاي جديد جستجو
نظریه کول و همکاران وی
نظریه مهو و تیبو
نظریه چو، دتلور و ترنبال
نظریه بتس
نظریه پیرولی و کارد
نتیجه‏گیری
فهرست مآخذ

مقدمه
انسان‏ها ممکن است روزانه با سؤالات و پدیده‏های مبهم زیادی روبرو شوند که برای کشف آنها و دستیابی به پاسخ برای این سؤالات، به اطلاعات نیاز دارند. در واقع برای به‏دست آوردن اطلاعات نیاز به اطلاع‏یابی وجود دارد. اطلاع‏یابی نیز فرایندی است که طی آن فرد از سمت مجهولات و نادانسته‏ها به‏سمت دانش و آگاهی حرکت می‏کند. اما در عصر حاضر، با حجم عظیم اطلاعات و در واقع با پدیده انفجار اطلاعات مواجه هستیم بنابراین، دانستن این نکته حائز اهمیت است که افرادی که از این اطلاعات عظیم بهره خواهند گرفت در توانایی پرداختن به اطلاعات دچار محدودیت هستند و در واقع، آنها نیاز به اطلاعات زیاد ندارند، بلکه اطلاعات مناسب و دقیق‏تر می‏خواهند (روس، 1379). به عبارت دیگر، تنها دسترسی به اطلاعات ملاک نیست بلکه در این عصر، دسترسی داشتن به اطلاعات متناسب با نیاز اطلاعاتی مطرح می‏باشد.
رفتاری که فرد در مسیر دستیابی به پاسخ سؤالات و نیز کشف دانسته‏های جدید از خود نشان می‏دهد بیانگر رفتار اطلاع‏یابی آن فرد می‏باشد. تاکنون پژوهش‏های زیادی در زمینه بررسی الگوها و رفتارهای اطلاعاتی افراد صورت گرفته است. این پژوهش‏ها، گوياي اين واقعيت است كه جستجوگران تحت تأثير عوامل مختلف، از شيوه‌ها و روش‏هاي گوناگون براي كسب اطلاعات بهره مي‌جويند و رفتارهاي اطلاع‌يابي متفاوتي را از خود بروز مي‌دهند. بنابراين، با شناخت صحيح و كنترل اين عوامل مي‌توان رفتارهاي اطلاع‌يابي جستجوگران را تا حد بسيار زيادي به مسيرهايي مشخص و هدفمند هدايت كرد. در واقع الگوهای اطلاع‏یابی به روشی ساده روابط، قضایای نظری و فرایندهای مربوط به شناسایی و پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی را ارائه می‏کنند. در این مقاله تلاش می‏شود پس از بیان تعاریفی از مفاهیم اطلاع‏یابی، رفتار اطلاع‏یابی و سابقه کوتاهی از این مفاهیم، برخی از الگوها و نظریه‏هایی که تاکنون در زمینه رفتارهای اطلاع‏یابی مطرح شده است مورد بررسی قرار گیرد.


تعاریف

اطلاع‏یابی
از نظر مارچیونینی (Marchionini, 1995) اطلاع‏یابی روندی است که در آن بشر هدفمندانه برای تغییر موقعیت دانش در تلاش است. وی ویژگی اطلاع‏یابی را در حل مشکل می‏داند. اطلاع‏یابی فرآیندی است که از نیاز اطلاعاتی آغاز شده و طی مراحلی اسناد و منابع اطلاعاتی با استفاده از استراتژی معین مورد جستجو قرار گرفته، اطلاعات موردنیاز پس از استخراج بازبینی و بررسی شده و در نهایت اطلاعات موردنظر بازیابی می‏شوند و به حل مسئله منجر خواهد شد. همچنین اطلاع‏یابی الگوریتمی است مرحله‏به‏مرحله که مسیری را از بیان درخواست به سمت دریافت پاسخ طی می‏کند و در این میان میانجی‏های کاوش با تجزیه، تحلیل، تصفیه، توسعه، تبدیل و ترجمه دروندادها و نتایج در به‏نتیجه رسیدن کاوش سهم مؤثری دارند (در: ادهمی، 1383؛ نویدی، 1386).

رفتار اطلاع‏یابی
ویلسون (Wilson, 2000) رفتار اطلاع‌يابي انسان را عبارت از فرايندي مي‌داند كه در تعامل دائمي با افراد، شبكه‌هاي اجتماعي، موقعيت‏ها و بافت‏هاي گوناگون شكل گرفته و معتقد است كه اين بافت و موقعيت اجتماعي است كه به‏وجود آورنده نياز اطلاعاتي است و فرد را به استفاده از منابع دسترس‌پذير مشخصي محدود مي‌كند. همچنين، رفتار اطلاع‌يابي را عبارت از فرايندهاي دروني و عوامل بيروني مي‌داند كه بر جستجوي اطلاعات تأثير مي‌گذارد و روش‏هاي فردي پاسخگويي به نيازهاي اطلاعاتي را تغيير مي‌دهد (در: نوروزی چاکلی، 1385، ص 151- 152).
مطالعه رفتار کاوشگران در فرایند اطلاع‏یابی و در تعامل با محیط‏های اطلاعاتی را رفتار اطلاع‏یابی می‏گویند. در رفتار اطلاع‏یابی چگونگی جستجو، جمع‏آوری و بازیابی اطلاعات در محیط‏های اطلاعاتی گوناگون و رفتارهای کاربران در تعامل با نظام‏های بازیابی اطلاعات مورد بررسی قرار می‏گیرد. رفتار اطلاع‏یابی در حوزه علوم مختلف از جمله کتابداری و اطلاع‏رسانی، روان‏شناسی و ارتباطات مورد بررسی قرار می‏گیرد (در: نویدی، 1386).
هدف رفتارهای اطلاع‏یابی، رسیدن به جواب‏هایی برای این‏گونه پرسش‏هاست:
- شخص برای یافتن نیازهای اطلاعاتی خود چه می‏کند؟
- چگونه منابع اطلاعاتی را انتخاب و آنها را جستجو می‏کند؟
- چگونه به آن دسترسی می‏یابد؟
- چه عواملی بر این رفتار وی تأثیر می‏گذارد؟ (طلاچی، 1375، ص 44).
کریکلاس (Krikelas, 1983) اقدام فردی را که برای شناسایی پیامی در پیوند با نیازی ادراک‏شده صورت می‏پذیرد، رفتار اطلاع‏یابی می‏داند.
تيلور(Talor, 1985) رفتار اطلاع‌يابي را عبارت از مجموعه‌ فرايندهايي مي‌داند كه در نهايت به اطلاعات سودمند منجر مي‌شوند (در: نوروزی چاکلی، 1385، ص 157).
در دایره‏المعارف کتابداری و اطلاع‏رسانی، نیز رفتار اطلاع‏یابی چنین تعریف شده است:
به الگوهای پیچیده رفتار و فعل و انفعال‏های متقابل انسان هنگام جست‏وجوی هر نوع اطلاعات، رفتار اطلاع‏یابی اطلاق می‏شود. این اصطلاح به شیوه‏های گوناگون برای اشاره به هر بستری به کار می‏رود که در آن، اطلاعات جست‏وجو می‏گردد و تمام شکل‏های اطلاع‏یابی را دربرمی‏گیرد. جزء «اطلاع‏یابی» این اصطلاح ممکن است، بیش از آن که به طور ضمنی میزان فعالیت مثبتی را برساند، از فعالیتی حکایت کند که توسط مطالعات فردی یا گروهی نتیجه نداده باشد. درحالی‏که اصطلاح خنثای «گردآوری اطلاعات» ممکن است توصیفی عینی‏تر از اطلاع‏یابی» ارائه دهد. جزء «رفتار» در این اصطلاح نیز ممکن است به سبب معنای ضمنی «رفتارگرایی» کمی مبهم جلوه کند.

تمایز میان چند مفهوم
ویلسون (Wilson, 2000) چهار نوع رفتار -رفتار اطلاعاتی، رفتار اطلاع‏جویی، رفتار اطلاع‏یابی و رفتار استفاده از اطلاعات- را از یکدیگر متمایز می‏کند.
رفتار اطلاعاتی عبارتست از کل رفتار انسان در ارتباط با منابع و مجراهای اطلاعاتی شامل اطلاع‏یابی فعال و غیرفعال و کاربرد اطلاعات. از این رو، رفتار اطلاعاتی شامل ارتباط رودررو با دیگران، و نیز دریافت منفعلانه اطلاعات مثل تماشای آگهی‏های تلویزیونی بدون قصد انجام کاری با اطلاعات خاص است.
رفتار اطلاع‏جویی عبارت است از جستجوی هدفمند اطلاعات به منظور ارضای هدفی خاص در جریان جستجو، فرد ممکن است با نظامهای اطلاع‏رسانی دستی (مانند روزنامه یا کتابخانه) یا با نظام‏های مبتنی بر رایانه (وب جهان‏گستر) در تعامل باشد.
رفتار اطلاع‏یابی سطح جزئی‏تر رفتار به‏کار گرفته شده از سوی جستجوگر در تعامل با نظام‏های اطلاع‏رسانی است. رفتار اطلاع‏یابی شامل تمام تعامل‏های با نظام، خواه در سطح تعامل انسان با رایانه (مثل استفاده از موشواره و انتخاب پیوندها)، خواه در سطح انتزاعی است (مثل اتخاذ یک راهبرد جستجوی بولی یا تعیین معیارهایی برای تصمیم‏گیری در مورد اینکه کدام‏یک از دو کتابی که از مکان‏های همجوار قفسه یک کتابخانه انتخاب شده، سودمندتر است) که اعمال ذهنی ، نظیر قضاوت در مورد ربط داده‏ها یا اطلاعات بازیابی‏شده را نیز شامل می‏شود.
رفتار استفاده از اطلاعات متشکل از اعمال فیزیکی و ذهنی مبتنی بر اطلاعات راه یافته به درون پایگاه معرفتی شخص است. بنابراین شامل اعمال فیزیکی مانند علامت‏گذاری بخش‏هایی از یک متن برای نشان دادن اهمیت آنها و نیز اعمال ذهنی مثل مقایسه اطلاعات جدید با دانش موجود است (در: نوکاریزی، محسن و داورپناه، محمدرضا، 1385).

سابقه تاریخی مفهوم رفتار اطلاع‏یابی
خاستگاه این مفهوم، مربوط به حوزه مطالعه استفاده‏کنندگان است و تاریخچه آن در مفهوم عام، به نخستین مطالعات مربوط به ارتباطات علمی و استفاده از اطلاعات بازمی‏گردد. کاربرد آن نیز متناسب با پیشترفت‏های این حوزه تغیر یافته است. نخستین اشاره‏ها به رفتار اطلاع‏یابی مربوط به استفاده دانشمندان از مجراهای رسمی و غیررسمی ارتباطات بوده که جنبه کمّی داشته است. به مرور زمان تحولی به سمت مطالعات نظری و کاربرد فنون کیفی و یا تحقیقات «چندروشی» پدید آمد و بدین ترتیب، معنای صریح و دلالت ضمنی این اصطلاح براساس این پیشرفت‏ها، سیر تکاملی پیمود.
پس از جنگ جهانی دوم و با افزایش اطلاعات علمی و فنی در زمینه‏های گوناگون، بحث رفتار اطلاع‏یابی برای اولین بار در کنفرانس اطلاعات علمی انجمن سلطنتی انگلستان در سال 1948 مطرح شد. در این کنفرانس، مطالعاتی درباره نحوه استفاده کاربران از اطلاعات ارائه و آغازگر رویکردی جدید در مطالعه رفتار اطلاع‏یابی انسان شد. ده سال بعد، در سال 1958، کنفرانس بین‏المللی اطلاعات علمی در واشنگتن، مطالعات رفتار اطلاع‏یابی را پیگیری کرد. پیش از ظهور رایانه برای ذخیره و بازیابی اطلاعات و در فاصله دهه 1940 تا 1960 محور اصلی بر استفاده از اطلاعات متمرکز شده بود. پس از این دوره به نیازهای اطلاعاتی نیز پرداخته شد. اولین پژوهش در این زمینه در سال 1972- 1973 در بالتیمور امریکا انجام گرفت که موضوعات آن درباره نیازهای اطلاعاتی جامعه شهری، چگونگی تأمین آنها و امکان تأمین این نیازها از سوی سازمان‏ها بود. به نظرمی‏رسد برای اولین بار پالمر در اواخر دهه 1980 به رفتار اطلاعاتی گروهی از دانشمندان می‏پردازد. نتایج پژوهش وی نشان داد که رشته تخصصی، سازمان یا محیط شغلی و شخصیت، بر رفتار اطلاع‏یابی مؤثر است (Wilson, 2000, p. 49- 51).
در اواسط دهه 1980، در پاسخ به ابراز نیاز به تمرکز بیشتر بر کاربران به جای نظام، حوزه رفتار اطلاع‏یابی تغییر عمده‏ای را هم در مفهوم‏آفرینی و هم در طراحی پژوهش‏ها تجربه کرد. اکثر مطالعات حوزه استفاده و کاربران با به‏کارگیری کامل‏تر در مطالعه رفتار اطلاع‏یابی به بررسی رفتار اطلاع‏یابی تغییر شکل داد. مشخصه این امر، تغییری در ماهیت جمع‏آوری داده‏ها از بررسی گروه‏های بزرگ از طریق پرسشنامه یا مصاحبه ساخت‏یافته به مطالعه گروه‏های کوچک از طریق مشاهده و مصاحبه‏های ساخت‏نیافته بود. همچنین، مشخصه مهم دیگر آن تحول در ماهیت رویکرد تحلیل، به‏ویژه با تلاش آشکار برای تولید الگوهای اطلاع‏یابی افراد یا گروه‏ها بود. یکی از بهترین نمونه‏های این نوع رویکرد تحلیلی را می‏توان در آثار تأثیرگذار دیوید الیس یافت (Meho & Tibbo, 2003, p. 570).
پس از این زمان بتدریج الگوهای رفتار اطلاع‏یابی ظاهر می‏شود و صاحبنظران متعدد هر یک الگوهای خود را در این زمینه بر مبنای رویکردهای مختلف ارائه می‏کنند.


نظریه‏ها (الگوهای) رفتار اطلاع‏یابی

نظریه بتیس
مارسیا جی بتیس (Bates, 2002) در چهارمین کنفرانس بین‏المللی نیازهای اطلاعاتی، مدلی از روش‏های اطلاع‏یابی را ارائه نمود که دراین‏جا مورد بررسی قرار می‏گیرد.
انسان قادر است مقدار زيادي دانش در زندگي کسب کند و همچنين قابليت سازگاري با شرايط مختلف محيطي و اجتماعي را دارد. انسان‏ها بسيار اجتماعي هستند و بسياري از آموخته‏ها و تجارب‏شان را از تعاملات اجتماعي به‏دست مي‏آورند . براي بسياري از افراد در بيشتر موارد، رفتارهاي اطلاع‏يابي شامل جذب و استفاده از دانش و اطلاعاتي است که در زندگي روزمره با آن برخورد مي‏کنند و ٨٠ درصد از دانش خود را از آگاهي‏هاي ساده از جامعه و محيط طبيعي به دست مي‏آورند.
بر اين اساس مدل زير را ارائه شده است:


شكل ١. حالت‏هاي اطلاع‏يابي

اين نمودار بيان‏‏کننده روش‏هاي اطلاع‏يابي مي‏‏باشد و جزئيات آن به شرح زير است:
• مستقيم يا غير مستقيم: منظور از مستقيم و يا غيرمستقيم در نمودار اين است که آيا شخص اطلاعات خاصي را مورد جستجو قرار داده، يا به صورت تصادفي تحت تأثير اطلاعات قرار گرفته است.
• فعال يا منفعل : اگر شخص براي گردآوري اطلاعات و حل مسئله خود به طور فعالانه عمل کند، اطلاع‏يابي فعال صورت گرفته ولي اگر شخص بدون تلاش و فعاليت و بدون انجام جستجو به اطلاعات دست يابد، اطلاع‏يابي منفعل صورت گرفته است.
بنابراین چهار حالت برای اطلاع‏يابي می‏توان در نظر گرفت:
• جستجوکردن : هنگامي که شخص مي‏داند که به چه اطلاعاتي نياز دارد، به صورت مستقيم و فعالانه به جستجوي اطلاعات مي‏پردازد.
• مشاهده يا نظارت : در اين روش ما اطلاعات مورد علاقه و پرسش‏هايمان را در ذهن حفظ مي‏کنيم ولي نياز مبرمي به تلاش فعال براي گردآوري اطلاعات احساس نمي ‏کنيم، هنگامي که اطلاعاتي در آن خصوص به ما مي‏رسد آن اطلاعات را جذب مي‏‏کنيم. بنابراين اين روشي مستقيم و منفعل است.
• مرور و يا تورق : اين روش متمم و مكمل‏يافته روش مشاهده مي‏باشد و به صورت غيرمستقيم و فعال است. در اين روش ما نياز اطلاعاتي خاصي نداريم ولي به طور فعالانه خود را در جريان اطلاعات جديد قرار مي‏دهيم و عامل اساسي انجام اين رفتار حس کنجكاوي مي‏باشد.
• آگاه شدن : هنگامي که شخص نمي‏داند که به دنبال چه اطلاعاتي است و از نياز اطلاعاتي خود باخبر نيست، به صورت غيرفعال و غيرمستقيم به جذب و گردآوري اطلاعات محيط مي‏پردازد به اين روش آگاه شدن مي ‏گويند.
اگر آگاه شدن ٨٠ درصد از دانش ما را تشكيل دهد، جستجوي مستقيم ١ درصد و بقيه دانش از راه مرور و مشاهده به دست مي‏‏آيد . مطالعات نشان مي‏دهد که مردم اصولي را به کار مي‏‏برند که با کمترين تلاش به اطلاعات مورد‏نياز خود دست يابند و به‏دليل پيچيده بودن نظام‏هاي اطلاعاتي، مردم به روش‏هاي انفعالي و غيرمستقيم کسب اطلاعات خو گرفته‏اند.
بنابراين در بررسي رفتار اطلاع‏يابي، اشخاص به دو روش کلي زير عمل مي‏‏کنند.
2. جذب منفعل از روش‏هاي مشاهده و آگاه شدن
3. نمونه‏گيري و گزينش از طريق مرور و بررسي و جستجوي فعال (در: نویدی، 1386).


نظریه الیس
الیس الگوهای رفتار اطلاع‏یابی دانشگاهی را بررسی کرده است. او به جای «مراحل» اطلاع‏یابی ترجیحاً اصطلاح «ویژگی» را به کار می‏برد (Yarvelin & Wilson, 2003) و معتقد است كه هر يك از جستجوگران با توجه به تجربيات، دانش، نياز اطلاعاتي و سطح توقعات خود در هر يك از اين مراحل با سطح متفاوتي از دقت و توجه عمل مي‌كند و در نهايت اين جستجوگر است كه بر اساس نياز خاص خود به انتخاب و گردآوري اطلاعات دست مي‌زند و با استناد به همين اصل، مدلي را براي رفتار اطلاع‌يابي جستجوگران پيشنهاد مي‌كند. با وجود اين، وي اذعان مي‌دارد كه اين مدل بيشتر در محيط‏هايي بسته‌ همچون پايگاه‏هاي اطلاعاتي كه عمدتاً از ابزارهاي ويژه‌اي همچون واژگان‌ كنترل‏شده استفاده مي‌كنند، قابل‏اجرا و استفاده است (در: نوروزی چاکلی، 1385، ص 146)
الیس ابتدا به شناسایی ویژگی‏های مشترک رفتار اطلاع‏یابی پژوهشگران در علوم اجتماعی پرداخت و مدلی با 6 ویژگی عمومی عرضه کرد. سپس با مطالعه رفتار پژوهشگران دانشگاهی حوزه علوم، این مدل مورد پالایش قرار گرفت و رده‏ها یا رده‏های فرعی وارسی و به آن اضافه شد (Ellis, Cox & Hall, 1993).
از نظر وی، هر الگوی خاص را می‏توان بر حسب ویژگی‏های این الگو توصیف کرد. ویژگی‏های این الگو به شرح زیر است:
1. آغاز : شامل فعالیت‏های اولیه جستجوی اطلاعات نظیر شناسایی منابعی که ممکن است به عنوان نقطه شروع چرخه پژوهش به‏شمار آید. این منابع ممکن است همکاران، دوستان و افراد برجسته، مرور پیشینه‏ها، فهرست‏های پیوسته، نمایه‏نامه‏ها و چکیده‏نامه‏ها باشد؛ اما برخی از پژوهشگران بر مبنای اطلاعات شخصی خویش کار را آغاز می‏کنند. در این مرحله، پژوهشگر به‏ندرت به کتابخانه مراجعه می‏کند، بلکه بیشتر به شناسایی و جایابی منابع اطلاعاتی می‏پردازد (Meho & Tibbo, 2003). به طور کلی به هنگام شروع یک پژوهش جدید، جستجوی اولیه معمولاً از طریق جستجو همراه با فعالیت‏های ارتباطی شروع می‏شود. در هر پژوهش و یا برای پاسخگویی به هر نیاز اطلاعاتی، اولین قدم شناسایی منابع اطلاعاتی است که می‏تواند پاسخگوی نیاز باشد، یا شناسایی کلی زمینه موردنظر برای اطلاع از وجود اطلاعاتی در آن زمینه، شناخت پیشینه موضوع و اهمیت آن، در این مدل نیز به همین مسئله توجه شده و اولین گام، مرحله شناخت و اطلاع از منابع است که مرحله آغازین نام گرفته است. منابع یافت‏شده ممکن است فرد را به منابع دیگری ارجاع دهد که ادامه این کار به پیوندیابی منجر می‏شود (Choo, Detlor & Turnbull, 1999, p. 5).

2. پیوندیابی : منظور ردیابی منابع معتبر مورد استناد در پانویس‏ها یا ارجاعات منابع و به بیان دیگر شبکه استنادی میان منابع است. پیوندیابی اغلب به منظور شناسایی منابع جدید اطلاعاتی یا نیازهای اطلاعاتی جدید و ارضای این نیازها مورد استفاده قرار می‏گیرد و معمولاً از طریق دنبال کردن ارجاعات به‏دست آمده از مطالعه و تماس‏های شخصی به انجام می‏رسد. تصمیم به پیگیری استنادها، به عواملی نظیر ربط موضوعی آنها، اهمیت‏شان در پژوهش موردنظر، شهرت یا هویت پدیدآورنده، تازگی، شهرت ناشر، هزینه، بسامد استنادها و زمان لازم برای مکان‏یابی اطلاعات و منابع بستگی دارد. سایر عوامل مؤثر در این زمینه عبارتند از: غریزه، ماهیت استناد، توصیه همکاران، منتقدان و ویراستاران.
در کار پژوهش، پس از شناسایی اولیه چند منبع عمده، معمولاً پژوهشگر منابع و ارجاعات آنها را دنبال می‏کند تا از آن طریق به منابع بیشتری در حوزه موردنظر دست یابد. به‏همین منظور منابع ردیف دومی نیز تهیه شده است که مهمترین آنها نمایه‏نامه‏های استنادی علوم و علوم اجتماعی است. این منابع، استنادهایی به منابع معتبر ارائه می‏دهند و از پراستفاده‏ترین منابع ردیف دوم به‏شمار می‏آیند. پیگیری ارجاعات منابع، هم در محیط دستی و هم در محیط ماشینی میسر است؛ ولی در محیط‏های ماشینی این کار بسیار ساده‏تر و سریع شکل می‏گیرد.

3. تورق (مرور): این کار نوعی جستجوی نیمه‏هدایت‏شده یا نیمه‏ساخت‏یافته است. تورق منابع ردیف اول و دوم به عنوان یک فعالیت مهم اطلاع‏یابی تلقی می‏شود که تمام پژوهشگران در مقطعی از پژوهش وارد آن می‏شوند. دو نوع تورق عمده شناسایی شده است: 1) ملاحظه شماره‏های تازه منتشر شده مجلات و فهرست مطالب کتاب‏های مربوط 2) بررسی فهرست‏های پیوسته، نمایه‏نامه‏ها، منابع وب و ارجاعات منابع بازیابی شده و یا خواندن آنها .
این مرحله نیز یکی از مراحلی است که تمامی افرادی که درگیر فعالیت پزوهشی هستند و نیازهای اطلاعاتی دارند وارد آن می‏شوند. البته چون حجم این اطلاعات چنان زیاد است که احتمالاً کمتر کسی به‏تنهایی می‏تواند از عهده بررسی آنها برآید، برخی از پژوهشگران به‏خاطر محدودیت‏های زمانی و مالی و همچنین سایر محدودیت‏ها زحمت این کار را به دوستان، همکاران و دانشجویان خود واگذار می‏کنند و از آن طریق از تازه‏ترین اطلاعات مطلع می‏شوند.
4. تمایزیابی : شامل استفاده از تفاوت‏های مشهود در منابع اطلاعاتی به عنوان راهی برای پالایش میزان اطلاعات به‏دست آمده است. منظور از تمایزیابی، فعالیت‏هایی است که به هنگام ارزشیابی اطلاعات، براساس کیفیت، ماهیت، اهمیت نسبی و سودمندی آن به‏عنوان روش پالایش میزان و ماهیت اطلاعات به‏دست آمده، مبنای قضاوت جستجوگر قرار می‏گیرد.

5. نظارت: عبارت است از روزآمد نگه‏داشتن اطلاعات خود از طریق جستجوی آگاهی‏رسانی جاری در حوزه مورد پژوهش. به بیانی دیگر، آگاهی از پیشرفت‏های یک حوزه با پیگیری منظم مآخذ خاص (یعنی مجله‏های هسته، روزنامه‏ها، کنفرانس‏ها، مجله‏های عمومی، کتاب‏ها و فهرست‏ها) است.
ویژگی نظارت، انجام فعالیت‏های آگاهی‏بخش از توسعه پژوهش‏ها در موضوع موردعلاقه از طریق پیگیری و تعامل با منابع خاص است. برای حفظ روزآمدی، هم از منابع رسمی و هم از منابع غیررسمی استفاده می‏شود. منابع رسمی مثل مجله‏ها، مجموعه مقاله‏های کنفرانس‏ها، مقاله‏های روزنامه‏ها، نقدهای کتاب، آگهی‏ها و فهرست‏های ناشران، گروه‏های بحث و منابع وب، منابع غیررسمی شامل تعامل‏های شخصی با همکاران، دوستان و دانشجویان یا مبادلات شخصی از طریق پست الکترونیکی است.

6. استخراج : شامل شناسایی منابع اطلاعاتی مربوط است. در واقع بررسی دقیق و گزینشی منابع اطلاعاتی و شناسایی مطالب مرتبط را در برمی‏گیرد و شامل فعالیت‏های انجام شده در منابع مستقیم (شامل کتاب‏ها، مقاله‏ها و مجله‏ها) و منابع غیرمستقیم (شامل کتابشناسی‏ها، نمایه‏نامه‏ها، چکیده‏نامه‏ها و فهرست‏های پیوسته) می‏باشد.

7. تأیید : بعنی بررسی صحت اطلاعات. ویژگی وارسی انجام فعالیت‏های مربوط به بررسی درستی اطلاعات پیدا شده است چون ممکن است اطلاعات جنبه سیاسی داشته یا از مآخذ سیاسی و از گروه‏های نژادی، مذهبی و قومی به‏دست آمده باشد که در آن صورت احتمال انحراف یا سوگیری در آن زیاد است. پس باید از درستی و دقت اطلاعات به‏طور کامل اطمینان یافت و بعد آن را به‏کار بست. برای اطمینان از درستی و صحت اطلاعات، می‏توان از دوستان و همکاران سؤال کرد و با بررسی منابع رسمی و کسب اطلاعات از منابع متفاوت و مقایسه آنها با همدیگر، به میزان صحت آن پی برد (Meho & Tibbo, 2003, p. 578- 581).

نظریه دروین
دروين (Dervin, 1972) نيز به توسعه مدلي بر پايه نياز كاربر پرداخت كه آن را «ايجاد احساس» ناميد. روش او بر رفتاري كه فرد در تجربه‌هاي روزانه خود با استفاده از تحليل طيف وسيعي از فعاليت‏هاي پيچيده بشري به انجام مي‌رساند، متمركز گرديده است (در: ادهمی، 1383، ص 34)
مدل دروين، رويكردي شناختي در جستجوي اطلاعات است. در اين مدل، اطلاعات چيزي است كه فرايندهاي داخلي شناختي در آن دخالت دارند. اما تفهيم فقط يك امر ذهني نيست. عواطف يا احساسات نيز بر پاسخ شناختي افراد به اطلاعات تأثير مي‌گذارند. روشن است، عواطف يا احساسات در فهم مفهوم نياز بسيار مؤثرند. بنابراین دروين، به‏طور خاص برجنبه‌هاي عاطفي فرايندهاي شناختي تأكيد نمي‌كند، اما اين موضوع را مي‌توان از رويكرد وي دريافت و به‏گونه‌اي كه مدل وي را پيچيده و غني مي‌سازد، به بسط آن پرداخت. اين مدل به نوعي بيانگر تلاش ذهني اطلاع‌جو براي پركردن شكاف موجود در ذهن خود مي‌باشد.
در اين مدل، اهميت مصرف‌كننده اطلاعات مركزيت مي‌يابد و اطلاعات به «هرآنچه فرد آگاهي‌بخش مي‌شمارد» تبديل مي‌شود. مدل تفهيمي، اطلاعات را ذهني،‌ مبتني بر موقعيت، كلي‌گرا،‌ و شناختي مي‌بيند. اين مدل، بر فهميدن اطلاعات در زمينه‌هاي شخصي و چگونگي شكل‌گيري نيازهاي اطلاعاتي و راه‏هاي رفع اين نيازها تأكيد دارد. مصرف‌كننده اطلاعات نیز، نه‏تنها يك دريافت‌كننده منفعل اطلاعات از محيط خارج تلقي نمي‌شود، بلكه در مركز يك فرايند تغيير فعال و مداوم قرار دارد. در اين فرايند، اطلاعات موجب تغييرات ادراكي در كاربر شده‌ و اين تغييرات خود موجب دگرگوني در برداشت كاربر از اطلاعات مي‌شود.
در روش دروين، هنگام مطالعه نيازهاي اطلاعاتي از استعاره «موقعيتـ فاصله‌ـ فايده» استفاده مي‌شود. وي اظهار مي‌كند كه تمام نيازهاي اطلاعاتي، از انقطاع يا «فاصله‌اي» كه در دانش پديد مي‌آيد، ناشي مي‌شود. اين فاصله در يك «موقعيت» خاص به وجود مي‌آيد و افراد كوشش دارند با استفاده از تاكتيك‏هاي مختلف، اين فواصل را برطرف كنند. آنچه ايشان را به روي پل مي‌رساند «فوايد» يا «كمك‏ها» خوانده مي‌شود. دروين معتقد است حالت نظام‌مندي در رفتار افراد وجود دارد كه بايد آن را در خوي‏گرفتن با فرايندها يافت. نيازهاي افراد نظام‌مند بوده و عاري از بي‌نظمي است. اين خصيصه نظام‌مندي نيازها، بايد به‏عنوان يك فرايند، و نه يك وضعيت ثابت،‌ تلقي شود. نيازهاي اطلاعاتي هنگامي مي‌توانند موردتوجه قرارگيرند كه بتوانيم به فرايندي پي‌ ببريم كه هرفرد به هنگام مواجه‏شدن با يك «فاصله» براي پركردن آن،‌ و براي حصول چيزي (به‏ويژه دانش جديد) كه از اين تجربه به‌‌دست مي‌آورد،‌ در آن وارد می‏شود (در: موريس، 1375، ص 75- 77).

نظریه چن و هرنون
در مطالعه‏اي که چن و هرنون در سال ١٩٨٢ در مورد جستجوي اطلاعات اهالي نيوانگلند به‏عمل آوردند به اين نتيجه رسيدند که در زندگي روزمره، هر فرد به‏طور مداوم با مشكلات و مسائلي روبرو مي‏شود که بسياري از اين مشكلات با گردآوري اطلاعات حل مي‏‏شوند ولي اين نياز واقعي اطلاعاتي به‏ندرت به صورت "خواسته" اظهار مي‏شود حتي هنگامي که از خواسته اطلاعاتي خود آگاه باشند، هر کسي آن را به "تقاضا" مبدل نمي‏کند . در بيشتر مواقع اين امر ناشي از ناتواني درخواست‏کننده در شناسايي منبع يا کانال مناسب اطلاعاتي و يا اينكه چه نوع فراهم‏کنندگان اطلاعاتي وجود دارد و يا چگونه مي‏توان به آنها نزديك شد، می‏باشد . وقتي از مخاطبين چن و هرنون سئوال شد به کدام فراهم‏کنندگان اطلاعات مراجعه کرده‏اند، جواب دادند:


دوست، همسایه، فامیل 57% روزنامه، مجله، کتاب 45%
فروشگاه، شرکت 45% همکار 43%
حرفه‏مند 41% تلویزیون، رادیو 21%
نمایندگی دولتی 27% کتابخانه 17%
خدمات اجتماعی 13% راهنمای تلفن 16%
رهبر مذهبی 10% سایر 3%

بنابراين مي‏توان نتيجه گرفت که اشخاص تمايل به جذب اطلاعات به‏صورت منفعل و يا از روش نمونه‏گيري و انتخاب دارند، وقتي که اين اشخاص با ساختار پيچيده نظام‏هاي رده‏بندي، محيط‏‏هاي الكترونيكي و ابرداده‏اي مواجه مي‏شوند نياز به کاوشگران ماهري دارند که مهارت‏هاي جستجو براي استفاده کارآمد از نظام‏هاي هوشمند را داشته باشند و در کسب اطلاعات به آنها ياري رسانند . در اين ميان کتابداران و اطلاع‏رسانان بايد مهارت‏هاي اطلاع‏يابي را فرا گرفته و از سواد اطلاعاتي برخوردار باشند تا بتوانند نياز اطلاعاتي آنها را به‏خوبي برطرف نمايند (در: نویدی، 1386).

نظریه ویلسون
ویلسون (Wilson, 2000) فرایند اطلاع‏یابی را اولین بار در سال 1983 به‏عنوان یک الگوی حل مسئله برای پژوهش‏ها به‏کار برد. وی، پس از بررسي رفتارهاي اطلاع‌يابي متخصصان بازاريابي، علوم اجتماعي و روان‌شناسي، مدلي را براي رفتار اطلاع‌يابي ارائه مي‌دهد كه به‏خوبي نقش عوامل روان‌شناختي را در رفتار جستجوگران نشان مي‌دهد. وي در مدل خود اذعان مي‌دارد كه عوامل روان‌شناختي، جمعيت‌شناسي، محيطي و منبع‌مدار بر رفتار اطلاع‌يابي تأثير مي‌گذارد و در بسياري از موارد آن را تغيير مي‌دهد. در این مدل، جستجو و استفاده از اطلاعات با مراحل مختلف فرایند حل مسئله هدف‏نما در ارتباط است. مراحل حل مسئله عبارتند از: شناسایی مسئله، تعریف مسئله، حل مسئله، و (در صورت نیاز) بیان راه حل.
با وجود گستردگي اين مدل، ويلسون اظهار مي‌دارد كه مدل پيشنهادي او تنها قادر است نمونه‌هاي كوچكي از عوامل تأثيرگذار بر رفتار اطلاع‌يابي فرد را نشان دهد. مدل ويلسون به توصيف آنچه در زمينة رفتار اطلاع‌يابي، عامل ميزان احاطه شخص ناميده مي‌شود، مي‌پردازد. وي در همين زمينه اظهار مي‌دارد كه شخص پس از اتخاذ تصميم به جستجوي اطلاعات، با كمك انگيزه، جستجويي را به اجرا درمي‌آورد و به دليل احساس نيازي كه به فايق‌آمدن بر مسأله دارد، شخصاً گذار از مانع‏هاي مشخصي را كه در مسير بازيابي اطلاعات او قرار دارد، تجربه مي‌كند. ويلسون معتقد است كه خود شخص صلاحيت لازم را براي تصميم‌گيري‏هاي نهايي جستجوي اطلاعات و تشخيص اطلاعات مرتبط از غيرمرتبط دارد و ممكن است بر اساس موقعيت، موضوع يا انگيزه‌‌هاي خاص، روش‏هايي را كه براي جستجوهايش برمي‌گزيند، با ديگري متفاوت باشد (در: نوروزی چاکلی، 1385، ص 151).
ويلسون از عامل "خودمحوري" به‏عنوان مؤثرترين عامل در رفتار اطلاع‌يابي نام مي‌برد و در همين خصوص اظهار مي‌دارد كه بين باور يا احساس فرد درباره خود و تسلط فرد بر موقعيت‏هاي مختلف، ارتباط مستقيم وجود دارد. او معتقد است احساس قوي خودمحوري براي بهره‌گيري از يك منبع اطلاعاتي، به استفاده گسترده‌تر و دقيق‌تر از آن منبع منجر مي‌شود. اگر شخص از توان خود در بهره‌گيري از منبع ترديد داشته باشد، حتي در صورتي كه اين منبع حاوي مرتبط‌ترين اطلاعات نيز باشد، بازهم استفاده درستي از آن به‏عمل نخواهد آمد. در هر موقعيتي، انتخاب و استفاده از منبع تحت تأثير عوامل گوناگوني همچون ميزان زمان و تلاشي كه صرف دستيابي به منبع و تعامل براي اطلاع‌يابي از آن مي‌شود، قرار دارد (در: ادهمی، 1383، ص 33).
او در مدل جهانی خود رفتار اطلاع‏یابی را هم شامل رفتار جستجوی فعال و هم غیرفعال می‏داند یعنی در عمل جستجوی فعال ذهن را برای اطلاعات (مثلا تماشای تلویزیون و دریافت اطلاعاتی از برنامه‏های آن بدون قصد و اراده قبلی) جزء رفتار اطلاع‏یابی می‏داند همان‏طور که توجه غیرفعال (یعنی بدون قصد قبلی) و جستجوی مداوم را در این ردیف قرار می‏دهد.
الگوی رفتار اطلاعاتی ویلسون شامل مؤلفه‏های زیر است:
- زمینه نیاز اطلاعاتی
- متغیرهای مداخله‏گر
- رفتار اطلاع‏یابی (فعال یا غیرفعال)
- پردازش و استفاده از اطلاعات
این مؤلفه‏ها در حقیقت همان عناصر تشکیل‏دهنده رفتار اطلاعاتی هستند. این الگو چرخه فعالیت‏های اطلاعاتی را از ایجاد نیاز تا مرحله استفاده از اطلاعات نشان می‏دهد و متغیرهای مداخله‏گر زیادی را دربرمی‏گیرد که تأثیر شگرفی بر رفتار اطلاعاتی دارد و ساخت‏کارهایی که آن را فعال می‏کند. اکنون به توضیح هر یک از مؤلفه‏های موجود در مدل جهانی او و عناصر وابسته به آنها می‏پردازیم:

زمينه نياز اطلاعاتي
ویلسون (2004) به سه گروه نیازهای انسانی که روان‏شناسان نیز به آن تأکید دارند اشاره می‏کند:
1. نیازهای فیزیولوژیکی یا جسمانی : مثل نیاز به غذا، آب، سرپناه و ...؛
2. نیازهای حسی یا عاطفی : مثل نیاز به فضیلت، تسلط و ...؛
3. نیازهای شناختی : مثل نیاز به برنامه‏ریزی، یادگیری یک مهارت و ... . این گروه‏بندی نشان می‏دهد که نیازهای فردی در ارتباط با هم و درونی هستند و هر کدام سبب بروز نیازهای دیگر است (در: عینی، 1384، ص 113). به نظر ويلسون، نيازهاي اطلاعاتي از جمله نيازهاي ثانويه است كه برگرفته از نيازهاي اوليه رواني، شناختي و عاطفي است. پيدايش نيازي خاص متأثر از زمينه‌اي است كه ممكن است اين زمينه خود شخص، يا نقشي كه در كار و زندگي ايفا مي‌كند، يا محيط‌ (اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فناورانه و مانند آن) باشد. عناصر اين زمينه درهم پيچيده‌اند. ويژگي‏هاي شخصي بر انتخاب، و سلسله‏مراتب نيازهاي اطلاعاتي بر قدرت آنها تأثير مي‌گذارد. اما علت بسياري از نيازهاي شناختي در خارج از شخص است. آنها به جهت توالي نقش‏هايي كه فرد ايفا مي‌كند، به‏وجود مي‌آيند يا از شرايط محيطي ناشي مي‌شوند. اما نيازهاي اطلاعاتي گروه‌هاي مختلف (مثلاً مهندسان، پزشكان، داروسازان و ...) با هم متفاوت است و در داخل هر گروه نيز با توجه به تحولات محيطي و نقش‏هاي گروهي افراد متفاوتي هستند.

متغيرهاي مداخله‌گر
نكته ديگري كه در مدل جهاني ويلسون مطرح است اينكه او تمام متغيرهاي مداخله‌گر را برشمرده و آنها را در اين مدل ترسيم كرده است. عوامل رواني ممكن است به‏عنوان يك متغير مداخله‌گر بر رفتار اطلاع‌يابي تأثير بگذارد. همان‌طوركه متغيرهاي مداخله‌گر ديگر (جمعيت‌شناختي،‌ محيطي، نقش‏‌وابسته يا بين‏فردي) همين تأثير را مي‌توانند بگذارند.
ويلسون به عوامل تعيين‌كننده رفتار اطلاعاتي زيادي اشاره مي‌كند. اين ‌عوامل مثل عوامل تأثيرگذار بر پيدايش نياز اطلاعاتي، مي‌تواند ماهيت شخصي، نقش وابسته، يا محيطي داشته باشند.
از جمله متغيرهاي روان‌شناختي مي‌توان به ديدگاه فرد نسبت به زندگي و نظام ارزش‏ها، جهت‌گيري سياسي، دانش، سبك‌يادگيري، متغيرهاي عاطفي، نگرش او نسبت به ابداع، رفتارهاي كليشه‌اي، اولويت‏ها، پيش‏داوري‌ها، خود ادراكي (ارزشيابي از دانش و مهارت‏هاي خويش)، علايق و دانش موضوعي، ‌وظيفه، نظام اطلاعاتي، يا نظام جستجو اشاره‌كرد. متغيرهاي جمعيت‌شناختي شامل جنس، سن، منزلت اجتماعي و اقتصادي، ‌تحصيلات و تجربيات شغلي و مانند آن است. دراين مدل، متغيرهاي‌ روان‌شناختي و جمعيت‌شناختي‌ از يكديگر جدا شده‌اند.
ويلسون ويژگي‏هاي منابع مثل اشاعه،‌ تناسب و پايايي اطلاعات را از عوامل محيطي جدا مي‌كند. از نظر او، ارزش متغيرهاي مداخله‌گر تعيين‌كننده «قوّت‌» يا «مانع» است. مثلاً دانش كم از منابع اطلاعاتي موجود مانع رفتار اطلاعاتي و دانش زياد تقويت‌كننده آن است.

ساخت‏كارهاي فعال‌ساز رفتار اطلاع‌يابي
ويلسون، بين «زمينة شخص» و تصميم به اطلاع‌يابي مفهوم، ساختكار فعال‌سازي را قرار مي‌دهد. او به‌درستي اشاره مي‌كند كه هر نياز اطلاعاتي انگيزه فعاليت‏هاي اطلاع‌يابي را ايجاد نمي‌كند. وي براي يافتن عامل ايجاد انگيزه اطلاع‌يابي پاسخ را در روان‏شناسي و نيز ضرورت پرداختن به بقيه علوم جستجو مي‌كند. به نظر او، يكي از ساخت‏كارهاي فعال‌سازي را مي‌توان با نظريه فشار/ مقابله تشريح كرد. طبق اين نظريه‌، هر نياز، انسان را به اطلاع‌يابي وادار نمي‌كند. به‌طور مثال، اگر فرد متقاعد شود دانش موجودش براي درك موقعيت و تصميم‌گيري كافي‌ است،‌اقدام به اطلاع‌يابي نمي‌كند. اگر بر اين باور نباشد، فشار ناشي از خطر اشتباه، تجاوز به هنجارهاي اجتماعي و مشروع، مسئوليت اقتصادي و پاسخ ندادن به توقعات، به ‌وجود مي‌آيد. هر چه اين فشار بيشتر باشد،‌ انگيزه بيشتري براي اطلاع‌يابي ايجاد مي‌شود، تا جايي كه اين فشار فعاليت‏ها را از كار بيندازد.
عامل ديگر فعال‌سازي، ضرورت مقابله با موقعيت و حل مسئله است. تمايل به پاداش ممكن است اين احساس نياز را ايجاد كند؛ حتي اگر اين پاداش فقط موجب آسودگي خاطر ناشي از زايل شدن احساس عدم اطمينان شود. در نظريه خطر/ پاداش چگونگي اطلاع‌يابي افراد در برخي موقعيت‏ها و علت استفاده افزون‌تر از برخي منابع، تشريح مي‌شود.
يك محرك مهم رفتار اطلاع‌يابي نيز درك «خوداثربخشي» است. توقع اثربخشي، برآورد توان شخص از اجراي موفقيت‌آميز است. اين امر، بر تصميم‌‌گيري انجام فعاليت‏هاي ضروري اثر مي‌گذارد و تعيين مي‌كند آيا شخص اساساً براي مقابله با موقعيت تلاش مي‌كند.

مرحله كسب اطلاع
ويلسون از بين حالت‏هاي كسب اطلاع،‌ توجه غيرفعال، جستجوي غيرفعال، جستجوي فعال و جستجوي مداوم را متمايز مي‌سازد. توجه غيرفعال يعني جذب غيرفعال اطلاعات از محيط (تلويزيون، راديو) بدون قصد اطلاع‌يابي. اين رفتار اطلاعاتي هدفمند نيست،‌ هرچند روشي مهم در جذب اطلاعات است. حالت دوم زماني ظاهر مي‌شود كه يك رفتار خاص، به فراهم‌آوري اطلاعاتي منجر مي‌شود كه اتفاقاً به فرد مربوط است. حالت سوم وقتي رخ ‌مي‌دهد كه فرد فعالانه به دنبال اطلاعات مي‌گردد. حالت چهارم يعني جستجوي هميشگي اطلاعات براي روزآمدسازي يا گسترش حوزة اطلاعاتي.

مرحله پردازش و استفاده از اطلاعات
اطلاعات كسب‌شده كاربر، پردازش و جزء دانش او مي‌شود و به‌طورمستقيم يا غيرمستقيم مورد استفاده قرار مي‌گيرد تا بر محيط اثر بگذارد و در نتيجه نيازهاي اطلاعاتي جديدي ايجاد كند. فعاليت‏هاي اطلاعاتي ذهني و عيني چرخه‌اي را به‌وجود مي‌آورد كه در آن عناصر خاص زمينه، تعيين‌كننده رفتار شخص در كليه مراحل مي‌گردد و اطلاعات به‌ دست‌ آمده عنصر جديد يك نظام پويا مي‌شود (Niedzwiedzka, 2003, p. 5- 9).
كل رفتار اطلاع‌يابي فرد به هر شكل كه صورت گيرد (فعال يا غيرفعال) باعث پردازش و استفاده از اطلاعات مي‌شود كه هدف اصلي از جستجو همين است. اما اين پردازش و استفاده با توجه به زمينه نياز اطلاعاتي، ممكن است تغيير كند. يعني در زمينه‌هاي مختلف و با توجه به نيازهاي حاصل در آن زمينه‌ها، نوع پردازش و استفاده متفاوت خواهد بود.
مدل ويلسون، در فرايند پژوهش، چارچوب خوبي براي تفكر درباره فرايند كسب اطلاعات در اختيار قرار مي‌دهد و مي‌توان آن را روشن‌‌تر و يكدست‌تر ساخت. اما پژوهش‏هاي انجام شده در زمينه اين مدل، علاوه بر بيان نكات مثبت آن، به برخي از كاستي‏هاي آن نيز اشاره كرده‌اند كه در اينجا ديدگاه‏هاي نيژويژكا (Niedzwiedzka, 2003) درباره نقاط ضعف اين مدل به اختصار بيان مي‌شود:
• ويلسون مرحله پيدايش نياز اطلاعاتي و تصميم به اطلاع‌يابي را از يكديگر تفكيك مي‌كند، ‌اما اين مسئله در نمودار او منعكس نشده است. هرچند به نظر مهم مي‌رسند،‌ اما هر نيازي به اطلاع‌يابي منجر نمي‌شود و براي تصميم‌گيري، به محرك ديگري غير از احساس نياز است.
• او در نمودار، «زمينه» را از متغيرهاي مداخله‌گر جدا مي‌كند. نيازي به اين كار نيست. اين متغيرها زمينة رفتار اطلاعاتي را شكل مي‌دهند. آنها ماهيت متفاوت محيطي، نقش وابسته و شخصي دارند.
• ويژگي‏هاي منابع اطلاعاتي به عنوان يك طبقه جداگانه از متغيرهاي مداخله‌گر درنظر گرفته مي‌شود؛ حال آنكه اين منبع عنصر محيط اطلاعاتي (بافت) است،‌ بنابراين مي‌توان آنها را در رده كلي متغيرهاي محيطي گنجاند.
• شكل ترسيمي نمودار، قيودي را ايجاد مي‌كند و حاكي است كه متغيرهاي مداخله‌گر فقط در مرحله كسب اطلاعات بركاربر اثر مي‌گذارند، حال آنكه تأثير هر نوع متغيري را مي‌توان در همه مراحل پيدايش نياز، تصميم‌گيري، پردازش و استفاده ازاطلاعات تصور كرد..
• همين مسئله در مورد ساخت‏كارهاي فعال‌سازي نيز صادق است. آنها نه‏تنها در مرحله تصميم به اطلاع‌يابي بلكه در تمام مراحل كسب اطلاعات، حضور دارند.
• بهتر است از ساخت‏كارهاي فعال‌سازي خاصي مانند «فشار»،‌ ادراك خطر»، «انتظار پاداش»، سطح محسوس «خود اثربخشي» نه نظريه هريك از آنها نام برده شود.
• در نمودار ويلسون رابطه سببي(پيكان‏ها) بين ساخت‏كارهاي فعال‌سازي و متغيرهاي مداخله‌گر ترسيم شده‌اند كه مي‌تواند گمراه‌كننده باشد چون اين ساخت‏كارها، پديده‌هاي روان‌شناختي و جامعه‌شناختي كلي هستند نه يك عنصر مستقل از زمينه.
• كاربرد مدل ويلسون به موقعيتي محدود شده كه كاربر شخصاً به اطلاع‌يابي مي‌پردازد. افزون براين، وي در مدل سال 1981، راهبردهاي كسب اطلاعاتي را ترسيم و آنها را مسيرهاي اطلاع‌يابي ناميد، اما در مدل جديد اينها نيز وجود ندارد.
به‌طور كلي بايد گفت، اين مدل روابط بين مفاهيم كاربر، نياز، كاربردها،‌ و رفتار كاربر را نشان مي‌دهد، اما پيچيدگي فرايند پژوهش را تعريف نمي‌كند. اطلاع‌يابي فرايندي بازگشتي است، ولي در اين مدل فرايندي خطي نشان داده مي‌شود و درآن جستجوگر از يك مرحله به مرحله بعد مي‌رود. اين مدل حاكي از آن است كه هرگاه نياز اطلاعاتي با يافتن ا

نگارش در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391برچسب:طنز و کتاب,کتاب و طنز,, توسط سید رسول شاکری

 کتاب حُسن در آئینه ادب از بوالفضول الشعراء


حدیث سنّ تو از یادهــــــــــا فراموش است
کتاب حسن تو را سال نشر، مخدوش است!
  
 
مداد دور لب و خطّ چشم ناکافی است
کتاب حسن شما را علاج، صحافی است!
 
 
 
در نمایشگاه دنیا غرفه غرفه گشته ام
هر کتابی رونوشتی از کتاب حسن اوست
     
 
ناشر خلقت کتاب حسن او را چاپ کرد
این عجب، تیراژ آن محدود و در یک نسخه بود!
 
ز بسکه خط به لب و چشم می کشی ای دوست
کتاب حسن تو السّاعه  نسخـــه ای خطّی است!

 

نگارش در تاريخ سه شنبه 16 آبان 1391برچسب:طنز کتاب, توسط سید رسول شاکری

 کتاب حُسن در آئینه ادب از بوالفضول الشعراء


ایجاز مُخلّ

در رمانی بیست جلدی شرح دادم مختصر

داستان یک شب از شب‌های هجران تو را!

غرفه دار

بر سر مجموعه ی گل در نمایشگاه باغ

گشته بلبل غرفه دار انتشارات بهار!

بیماری جلدی

گرچه «یار مهربان»ی، این زمان با مفلسان-

نرخ روی جلد تو نامهربانی می‌کند!

کتاب صوتی

حرف کتاب بس کن و بنشین کنار من

دارم برایت ای گل من! یک کتاب حرف!

سرانه مطالعه

روزانه لااقل دو سه ساعت مطالعه!

کرده کتاب حسن تو ما را کتابخوان!

خوانش

می‌خوانمت هنوز تو را ای کتاب حسن!

چشم مرا اگر چه سوادی نمانده است!

                                                             به نقل از دیزی سه نفره! (۱)

نگارش در تاريخ شنبه 28 مرداد 1391برچسب:انجمن کتابداران انگلیس, توسط سید رسول شاکری

 

 

            تاريخچه:

    دلايل چندي در تشكيل انجمن كتابداران انگليس دخيل بوده است. تأسيس انجمن كتابداران امريكا در سال 1876 اولين انگيزه اين حضور بود. دومين انگيزه، قانون تأسيس كتابخانه‌هاي عمومي در انگليس بود كه بيست‌وپنج سال قدمت داشت و به گسترش مداوم كتابخانه‌ها و حضور كتابداران انجاميد. اما، مؤثرترين انگيزه از جانب اي. دبليو. بي. نيكلسون پديد آمد. وي در اوايل سال 1877 در نگارش مقاله‌اي با "فرهنگستان همايش كتابداران فيلادلفيا" همكاري كرد و اندكي بعد همايش بين‌المللي كتابداران در لندن را در "تايمز" مطرح ساخت. اين فكر با سرعت قابل ملاحظه‌اي گسترش يافت و مقدمات چنين همايشي آماده شد؛ و در مؤسسه لندن در ميدان فينسبري، محلي كه نيكلسون كتابدار آن بود، برگزار گرديد.

 

 

     اين همايش مورد توجه 216 كتابدار كه نمايندگان 140 كتابخانه بودند قرار گرفت. تمايل بين‌المللي از طريق نمايندگان كشورهايي نظير استراليا، بلژيك، دانمارك، فرانسه، آلمان، يونان، ايتاليا، و ايالات متحده و نيز آنهايي كه از انگليس آمده بودند انعكاس يافت. در آخرين روز همايش، پنجم اكتبر 1877، حاضران به اين نتيجه رسيدند كه انجمن كتابداران انگليس تأسيس شود. اساسنامه اصلي انجمن سعي در تشويق عضويت در سطح وسيع داشت و مهم‌ترين هدفش متحد كردن همه كساني بود كه دست‌اندركار يا علاقه‌مند به كار كتابخانه بودند تا از آن طريق، بهترين شكل اداره كتابخانه‌هاي موجود يا كتابخانه‌هاي جديد در حال تأسيس انجام گيرد. عضويت در انجمن براي همگان آزاد بود و اين امر سبب شد كه اين انجمن در شمار اعضاي اوليه خود دانشمنداني از قبيل بنجامين جووِت، استانلي جونز، مارك پاتيسون، ماكس مولر، و الكساندر بل جام را داشته باشد.

 

 

 

            انجمن كتابداران انگليس به كتابخانه‌هاي غيرعمومي توجهي نداشت و هيچ‌گونه تشويقي براي پيوستن كتابداران كتابخانه‌هاي تخصصي و دانشگاهي به انجمن انجام نداد. اين طرفداري از كتابخانه‌هاي عمومي مستقيماً به تشكيل انجمن كتابخانه‌هاي تخصصي و دفاتر اطلاعاتي (اسليب)* در سال 1926؛ انجمن كتابخانه‌هاي آموزشگاهي در سال 1937؛ و همايش دائمي كتابخانه‌هاي ملي و دانشگاهي (اسكونول)  در  سال 1950 انجاميد.

     طي سال‌ها، جنبش‌هاي متعددي براي تشكيل فدراسيوني از سازمان‌هاي مربوط به كتابداري و اطلاع‌رساني در سراسر انگليس انجام گرفت؛ اما هيچ‌يك موفق نبود. در سال ،1989 ويلفريد ساندرز در اين زمينه بررسي‌يي انجام داد. (به‌سوي سازمان متحد حرفه‌اي كتابداري، اطلاع‌رساني، و خدمات اطلاعاتي: نظري شخصي جزوه‌اي بود كه اسليب، ايز ، و  انجمن كتابداران انگليس را متحد مي‌ساخت. هر سه سازمان طرح اوليه‌اي پيشنهاد كردند و انجمن كتابداران آمادگي توجه و پيروي از پيشنهادها را اعلام داشت؛ اما نهادهاي ديگر، رفتاري غيرصميمانه داشتند تا اينكه در سال 1991 اين انديشه كاملاً نابود شد.

           شعبه‌ها و گروه‌ه:

             تاريخ ايجاد شعبه‌هاي انجمن كتابداران به سال 1896 بازمي‌گردد كه در آن، شعبه شمال غربي به‌وجود آمد و بقيه شاخه‌هاي ناحيه‌اي متعاقب آن تأسيس گرديد كه تعدادي از آنها، مانند بريستول و بيرمينگام، مبناي شهري داشتند. وسيع‌ترين شعبه مربوط به لندن و حومه آن بود كه در سال 1923 افتتاح گرديد. انجمن كتابداران اسكاتلند در سال 1908 تأسيس و در سال 1931 تبديل به يكي از شعبه‌هاي انجمن كتابداران انگليس شد. با تشكيل شعبه‌هاي يوركشاير و جنوب غربي در سال 1949، انجمن كتابداران انگليس همه بريتانيا را زير پوشش قرار داد. ايالت ويلز تحت پوشش انجمن كتابداران ويلز كه شعبه‌اي از انجمن كتابداران انگليس بود در آمد و سرزمين ايرلند شمالي نيز با شعبه ايرلند شمالي پوشش داده شد.

           اعضاي انجمن كتابداران انگليس به خودي خود به عضويت شعبه محلي كه در آن اقامت داشتند يا كار مي‌كردند در مي‌آمدند. هم اكنون انجمن كتابداران انگليس داراي 12 شعبه است كه هر يك نماينده‌اي انتخابي در شورا و انجمن دارد.

        ايجاد گروه‌ها از سال 1895، يعني زماني‌كه انجمن كمك‌كتابداران به‌وجود آمد، آغاز گرديد. اين انجمن در زمان تأسيس نهادي مستقل بود؛ اما در سال 1930، زماني‌كه انجمن ايجاد بخش‌هايي را براي دانشگاه‌ها، كتابخانه‌هاي تحقيقاتي، و كتابخانه‌هاي حومه شروع كرد؛ به‌صورت بخشي از انجمن كتابداران انگليس در آمد. از سال 1945، شوراي انجمن كتابداران براي جذب عضويت كتابداران انواع كتابخانه‌ها، تلاش بيشتري كرد و بخش‌هاي بيشتري تأسيس شد، كه بخش كتابخانه‌هاي جوانان، كتابخانه‌هاي پزشكي، مرجع، و كتابخانه‌هاي اختصاصي از آن جمله‌اند. درسال 1962، پيرو پيشنهاد پذيرفته‌شده هاگ باري، بخش‌ها به گروه‌ها تغيير نام دادند. گروه‌هايي نيز براي كتابخانه‌هاي بيمارستان‌ها، مراجعه‌كنندگان معلول، تاريخ كتابداري، فهرستنويسي و نمايه‌سازي، كتاب‌هاي كمياب، و كتابداري بين‌المللي به‌وجود آمد. گروه‌هاي ديگري نيز تا سال 1991 تأسيس شد كه جمعاً 23 گروه را تشكيل مي‌داد. گروه‌ها نيز مانند شعبه‌ها سرگرم نشر مجلاتي از قبيل )مجله كتابخانه عمومي((تاريخ كتابخانه(، و )مروري بر كتابخانه جوانان(  و برگزاري همايش‌هايي در همه نقاط كشور بودند. از سال 1988 هر گروه نماينده‌اي انتخابي در شوراي انجمن كتابداران انگليس دارد.

       امور بين‌الملل:

       اين اداره كه با همايشي بين‌المللي به‌وجود آمد، پنجاهمين سال تأسيس خود را با همايش سالانه ادينبورگ در سال 1927 جشن گرفت كه منتج به تأسيس ايفلا* شد. قبل از آغاز فعاليت ايفلا، تلاش‌هاي ناچيزي صورت مي‌گرفت تا انجمن كتابداران در كتابداري جهاني نقشي هدايت‌كننده داشته باشد. اما از سال 1945، روند كاملاً متفاوتي آغاز شد و همكاري‌هاي انجمن كتابداران با ايفلا تا حد قابل ملاحظه‌اي گسترش يافت.

            انجمن كتابداران انگليس بارها ميزبان همايش‌هاي متعدد ايفلا بود. از ديگر زمينه‌هاي توسعه بين‌المللي، بعد از جنگ جهاني دوم، گسترش فعاليت‌هاي شوراي بريتانيا براي ايجاد انگيزه توسعه كتابخانه‌ها در دنيا، به‌ويژه در كشورهاي مشترك‌المنافع بود.

          تعداد زيادي از كتابداران انگليسي به كشورهاي خارجي سفر كردند تا مسئوليت كتابخانه‌هاي شوراهاي فرهنگي بريتانيا را برعهده گيرند يا كشورهاي در حال توسعه را به گسترش كتابخانه‌ها تشويق كنند.

       در سال 1971 "بنياد كشورهاي مشترك‌المنافع" انجمن كتابداران را به كمك براي پايه‌گذاري "انجمن كتابداران كشورهاي مشترك‌المنافع" (كوملا) تشويق كرد. بعد از همايشي توجيهي براي كتابداران 22 كشور مشترك‌المنافع در اداره مركزي انجمن كتابداران در لندن، كوملا در لاگوس (نيجريه) در سال 1972 افتتاح شد. هاگ باري دبير انجمن كتابداران انگليس به‌عنوان اولين دبير كوملا مشغول فعاليت شد و نخستين اساسنامه را فراهم كرد. كي. سي. هاريسون  (رئيس انجمن كتابداران انگليس در سال 1973) به عنوان اولين رئيس كوملا در سال‌هاي 1972 تا 1975 انتخاب شد و در سال‌هاي 1980 تا 1983 نيز دبير اجرايي آن بود و هم‌اكنون نيز انجمن كتابداران انگليس به حمايت‌هاي كامل خود از كوملا ادامه مي‌دهد.

           از سال 1968 كه گروه بين‌المللي انجمن كتابداران شروع به فعاليت كرده است، تقريباً 1500 عضو در سال 1991 داشته است كه گردهمايي‌هاي خود را منظماً برگزار كرده و( فصلنامه كانون) را مرتباً براي اعضا انتشار داده است.

          نفوذ در دولت:

          در سال 1898 فرمان سلطنتي به انجمن كتابداران انگليس داده شد و متن آن شامل عبارت‌هايي چون "براي رونق بيشتر اداره كتابخانه‌ها" و "نظارت بر وضع قوانين" گرديد. انجمن كتابداران در به نتيجه رساندن "موافقت‌نامه كتاب‌هاي ويژه"در سال 1929 و 1931 نقش مهمي ايفا كرده .

           كه كتابخانه‌هاي عمومي از آن بهره‌اي فراوان بردند. انجمن، در خلال سال‌ها، نمايندگاني به كميته‌هاي بسيار - اعم از دولتي و غيردولتي - معرفي كرده است. در اين كميته‌ها مدارك مهمي از قبيل گزارش سال 1927 كنيون، گزارش سال 1959 رُبرتز، و گزارش سال 1969 دينتون تدوين شده است. كنيون انگيزه همكاري كتابخانه‌ها را در سراسر بريتانيا ايجاد كرد. گزارش رُبرتز منجر به قانون سال 1964 كتابخانه‌هاي عمومي و موزه‌ها شد، و دينتون زمينه‌هاي تصويب قانون سال 1972 كتابخانه‌هاي انگليس را فراهم ساخت.

            انجمن در بحث‌هاي طولاني قبل از تصويب قانون واسپاري عمومي  سال 1979، نقش برجسته‌اي داشت و به‌طور مداوم تلاش مي‌كرد تا كاركنان كتابخانه‌ها را از خطر تحمل امور اضافي مربوط به اين مصوّبه حفظ كند و بر اين نكته تأكيد داشت كه هزينه‌هاي تهيه كتاب براي كتابخانه‌ها نبايد به‌سبب هزينه‌هاي اضافي تجهيزات مورد لزوم كاهش يابد، و سرانجام قوانين نهايي هزينه‌هاي ذخيره‌اي را درنظر گرفت تا در سال 1982 قانون واسپاري قابل اجرا شد.

     امور حال و آينده:

            انجمن كتابداران، در طي سال‌ها، به‌عنوان بخشي از تلاش‌هاي خود براي زنده نگاه‌داشتن آرمان‌هاي بانيان انجمن بر مسائلي از قبيل سانسور، حق مؤلف، و هزينه‌هاي كتابخانه‌ها نظارت داشته است. انجمن اتحاديه‌اي بازرگاني نيست؛ ليكن در زمينه حقوق و شرايط خدمتي اعضا در همه سطوح توصيه‌هايي داشته و رهنمودها و خط‌مشي‌هايي براي كتابخانه‌هاي عمومي، آموزشگاهي، بيمارستاني، و ديگر انواع كتابخانه‌ها تدوين كرده و سازمان‌هايي را كه كتابخانه‌ها به آنها وابسته‌اند به حفظ حداقل استانداردهاي خدمتي ترغيب كرده است.

            در دو دهه اول عمر انجمن، روند دانشگاهي و كتابشناختي مسلط بود، اما با گسترش فعاليت‌هاي كتابخانه‌هاي عمومي در دهه 1880 و 1890، كتابداران كتابخانه‌هاي عمومي كه به انجمن ملحق شده بودند انتظار داشتند كه به مقوله‌هاي عملي از جمله رده‌بندي، فهرستنويسي، و دسترسي آزاد به منابع توجه و دقت بيشتري مبذول شود و، از اين رو، كتابداران كتابخانه‌هاي عمومي سريعاً كنترل انجمن را به‌دست گرفتند.

 

نگارش در تاريخ شنبه 28 مرداد 1391برچسب:, توسط سید رسول شاکری

           

            حرفه كتابداري در هند از دهه 1950 تاكنون گام‌هاي بلندي برداشته است. حدود 75 گروه كتابداري در دانشگاه‌ها وجود دارد كه دوره‌هاي يك‌ساله كارشناسي برگزار مي‌كنند و دوسوم آنها دوره يك‌ساله ديگري را، كه منتهي به دوره كارشناسي ارشد مي‌شود، ارائه مي‌كنند. دانشگاه دهلي برنامه يك‌ساله دكتراي ناتمام را اجرا مي‌كند. گروه كتابداري اين دانشگاه، كه بر اساس توصيه رانگاناتان در 1946 تأسيس شد، پيشكسوت آموزش كتابداري در هند بوده است. قريب 25 گروه كتابداري دانشجوي دكترا مي‌پذيرند.

           انجمن‌هاي كتابداري متعددي در سطح ملي وجود دارد و هر ايالت و منطقه متحد هم، حداقل يك انجمن كتابداري دارد. انجمن كتابداران هند (آي.ال.اِي.)، كه در 1933 افتتاح شد، بزرگ‌ترين انجمن با قريب 2500 عضو است. دفتر مركزي اين انجمن در دهلي واقع است و >خبرنامه انجمن كتابداران هند< را منتشر مي‌كند. انجمن كتابخانه‌ها و مراكز اطلاع‌رساني تخصصي هند (اياسليك) دومين سازمان بزرگ كتابداري  است كه در 1955 تأسيس يافت و دفتر مركزي آن در شهر كلكته است. اين انجمن )خبرنامه اياسليك( را منتشر مي‌كند.

            هندوستان حدود 1000 باب كتابخانه تخصصي در حوزه‌هاي موضوعي علوم و فنون دارد. سازمان‌هايي مانند شوراي پژوهش‌هاي علمي و صنعتي، سازمان گسترش و پژوهش‌هاي صنايع دفاعي، شوراي پژوهش‌هاي علوم پزشكي هند، شوراي تحقيقات كشاورزي هند، سازمان پژوهش‌هاي فضايي هند، كميسيون الكترونيك، و كميسيون انرژي اتمي كتابخانه‌هاي خوبي راه‌اندازي كرده‌اند. علاوه بر اين، مراكز مطالعات انسان‌شناسي هند، مطالعات گياه‌شناسي هند، مطالعات زمين‌شناسي هند، مطالعات جانورشناسي هند، كه همگي در شهر كلكته قرار دارند؛ و نيز مؤسسه علوم هند در بنگلور؛ مؤسسه تحقيقات جنگل و جنگلداري واقع در دهرادون؛ و انجمن تحقيقات صنايع نساجي احمدآباد مجموعه‌هاي بزرگ و غني فراهم آورده‌اند.

            تعداد كتابخانه‌هاي علوم اجتماعي وابسته به سازمان‌هاي دولتي، مؤسسات تحقيقاتي، و ساير سازمان‌ها 600 واحد برآورد مي‌شود. شوراي تحقيقات علوم اجتماعي هند كه با عنوان "دفتر سرمايه‌گذاري" در اواخر دهه 1960 در شهر دهلي داير شد به كتابخانه‌هاي پيشرفته‌اي مانند كتابخانه مؤسسه علوم اجتماعي اِي.ان.سينها در پتنه؛ مؤسسه تحقيقات اقتصادي و اجتماعي سردار پتل در احمدآباد؛ مؤسسه توسعه اقتصادي، و شوراي ملي تحقيقات اقتصاد كاربردي (هر دو) در دهلي كمك كرده است.

           كليه وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي هر كدام كم و بيش كتابخانه‌اي براي خود دارند كه برخي بزرگ هستند. كتابخانه‌هاي اختصاصي بزرگ و متعددي نيز در حوزه‌هاي مختلف علوم انساني وجود دارند.

 

نگارش در تاريخ شنبه 28 مرداد 1391برچسب:, توسط سید رسول شاکری

            ارگانی مستقل، بین‌المللی، غیردولتی، و ناسودبر است كه اهداف آن ارتقای تفاهم بین‌المللی؛ همكاری؛ گفت‌وشنود؛ پژوهش و توسعه در همه زمینه‌های كتابداری از جمله كتابشناسی، خدمات اطلاع‌رسانی، و آموزش كاركنان؛ و ایجاد تشكیلاتی است كه از طریق آن بتوان جنبه‌های بین‌المللی كتابداری را ارائه كرد.

            در جهت دستیابی به این اهداف، فدراسیون در مورد فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایی كه مناسب و مطلوب تشخیص داده شود تصمیم‌گیری می‌كند. این فعالیت‌ها عبارتند از: حمایت و هماهنگ كردن مطالعات و پژوهش‌ها؛ گردآوری، بررسی، انتشار، و اشاعه اطلاعات مربوط به فعالیت‌های كتابداری؛ تهیه كتابشناسی اطلاعات و آموزش؛ سازماندهی و برگزاری همایش‌های تخصصی؛ همكاری با مؤسسات بین‌المللی در زمینه اطلاع‌رسانی، سندپردازی، و آرشیوداری؛ و ایجاد دفاتری برای انجام وظایف مشخص. در عنوان ایفلا علاوه بر واژه "انجمن‌ها"، واژه "مؤسسات" نیز حضور دارد كه شامل كتابخانه‌ها، مدارس كتابداری، و مؤسسات كتابشناختی است.

            مقر اصلی ایفلا، كتابخانه سلطنتی در شهر لاهه است. كاركنان آن عبارتند از: دبیر كل، مسئول هماهنگی فعالیت‌های حرفه‌ای، مدیر اجرایی، و پنج نفر كارمند. این افراد مسئولیت وظایف جاری سازمان، ارتباط با سازمان‌های دیگر، هماهنگی میان گروه‌های حرفه‌ای مختلف و واحدهای داخلی ایفلا، انجام امور مربوط به هیأت رئیسه و هیأت تخصصی، و انتشارات را برعهده دارند. هر برنامه اصلی برعهده یكی از كتابخانه‌های ملی جهان است. این كتابخانه‌ها به‌عنوان دفتر مركزی و بین‌المللی هر یك از برنامه‌ها فعالیت می‌كنند.

            ایفلا، دارای هشت شاخه اصلی است که عبارتند از: شاخه كتابخانه‌های پژوهشی عمومی اعم از ملی، دانشگاهی، و پارلمانی شاخه كتابخانه‌های تخصصی شاخه كتابخانه‌های عمومی كه بخش‌های كتابخانه‌های نابینایان، كودكان، آموزشگاهی، و سیار در آن قرار می‌گیرند شاخه كنترل كتاب شناختی اعم از كتابشناسی، فهرست‌نویسی، رده‌بندی، و نمایه‌سازی شاخه مجموعه‌سازی و خدمات عمومی شاخه مدیریت و فن‌آوری اطلاعات شاخه آموزش و پرورش شاخه فعالیت‌های منطقه‌ای ایفلا دارای ۳۲ بخش و چندین میزگرد و گروه كار است كه هر یك برنامه‌های خاص خود را دارد و از این طریق، همه مسائل مربوط به كتابداری را از مطالعات پیچیده مربوط به مدیریت كتابخانه‌های دانشگاهی تا آموزش حرفه‌ای كتابداران مدارس؛ از ایجاد مراكز منطقه‌ای مخصوص نابینایان در جهان سوم تا تهیه انتشارات رسمی؛ و از كوشش در راه اعتلای شغل و حرفه كتابداری و كتابداران تا رشد و توسعه كتابخانه‌های عمومی مورد بررسی و مداقه قرار می‌دهد.

            بخش کتابخانه های کودکان و نوجوانان ایفلا در کنفرانس ۱۹۵۵ ایفلا در بروکسل پایه گذاری شد. هدف عمده ی این بخش، پشتیبانی از تأمین خدمات کتابخانه ای و ترویج کتابخوانی برای کودکان و نوجوانان در سراسر جهان است. اهداف اصلی این بخش، ترویج همکاری های بین المللی در زمینه ی ارائه ی خدمات کتابخانه ای به کودکان و نوجوانان و تشویق آن ها به تبادل تجربه، آموزش و پژوهش در همه ی زمینه های مربوط است. مسئولیت های این بخش شامل آماده سازی خدمات کتابخانه ای برای همه ی کودکان و نوجوانان درسراسر جهان با فرهنگ ها و سنت های گوناگون و برای بزرگسالانی است که با کودکان و نوجوانان سرو کار دارند. این بخش در کنار دیگر بخش های ایفلا و شماری از انجمن های بین المللی کتابخوانی و کتابخانه ای از جمله دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان و انجمن بین المللی کتابخوانی کار می کند. مأموریت بخش کتابخانه های کودکان و نوجوانان در سال ۲۰۱۰- ۲۰۰۹، تاکید براهمیت یادگیری و سواد آموزی پیوسته، خواندن کتاب و حق دسترسی کودکان به اطلاعات به وسیله ی برنامه های ترویجی- حمایتی و تشویق خدمات کتابخانه ای برای کودکان و نوجوانان درسراسر جهان است. برای کمک به کتابداران در به اشتراک گذاشتن منابع و مهارت هایشان، بخش کودکان ایفلا پشتیبانی از پایگاه اطلاعاتی را بر عهده دارد که دارای چکیده ی پژوهش های انجام شده درباره ی خدمات کتابخانه ای برای نوجوانان است. این پایگاه، تمام پژوهش های انجام شده را در بر می گیرد، اگرچه بیشتر این پژوهش ها از امریکای شمالی است. چکیده مقاله ها در ۱۲ گروه طبق بندی شده اند وبر پایه ی الفبایی نام نویسنده در گروه های مربوطه آمده اند. "کتاب برای همه" نام پروژه ی دیگربخش کتابخانه های کودکان و نوجوانان ایفلا است که از سال ۱۹۷۳ آغاز شد و در سال ۲۰۰۲ با موفقیت به پایان رسید. هدف این پروژه، تهیه ی ابزار کتابخوانی برای کتابخانه های کودکان در کشورهای در حال توسعه بود که با پشتیبانی شاخه های ملی یونسکو اجرا شد.

 

نگارش در تاريخ شنبه 28 مرداد 1391برچسب:, توسط سید رسول شاکری

انجمن كتابداري آمريكا
American Library Association ALA

            انجمن كتابداري آمريكا، قديمي ترين و بزرگترين انجمن كتابداري در دنيا و با بيش از شصت و چهار هزار عضو مي باشد. هدف اين انجمن، ترويج بالاترين خدمات اطلاع رساني و كتابداري از نظر كيفي و دردسترس عمومي به اطلاعات مي باشد. اين انجمن در سال 1876 در ايالت فلادلفيا ايجاد شد. و هدف اين انجمن توسعه و پيشرفت حرفه كتابداري به منظور بالا بردن ميزان يادگيري و دسترسي همگاني به اطلاعات مي باشد.

            عضويت در اين انجمن براي هر شخص، كتابخانه و يا سازمان علاقمند به خدمات كتابداري آزاد مي باشد.

           تاریخچه:

            آغاز كار انجمن‌هاي كتابداري به دو گام مهم در ايالات متحده مربوط مي‌شود. نخستينِ آنها مربوط به 1853 در نيويورك است كه ناموفق ماند و دومين گام در سال 1876 برداشته شد كه به تأسيس انجمن كتابداران امريكا در فيلادلفيا منجر گرديد.

            قديمي ترين و بزرگترين انجمن كتابداري در دنيا و با بيش از شصت و چهار هزار عضو مي باشد. هدف اين انجمن، ترويج بالاترين خدمات اطلاع رساني و كتابداري از نظر كيفي و دردسترس عمومي به اطلاعات مي باشد. اين انجمن در سال 1876 در ايالت فلادلفيا ايجاد شد. و هدف اين انجمن توسعه و پيشرفت حرفه كتابداري به منظور بالا بردن ميزان يادگيري و دسترسي همگاني به اطلاعات مي باشد.

            عضويت در اين انجمن براي هر شخص، كتابخانه و يا سازمان علاقمند به خدمات كتابداري آزاد مي باشد.

            اهداف :

           انجمن كتابداران امريكا، برپايه بيانيه 1879 خود با هدف "پيشبرد علايق كتابداري كشور از طريق تبادل افكار، تصميم‌گيري، و ايجاد همكاري در همه سازمان‌هاي مرتبط با علم و اقتصاد كتابخانه، از طريق متمايل ساختن افكار عمومي به تأسيس و بهبود كتابخانه‌ها، و با پرورش نيّات خيرخواهانه در ميان اعضا" تأسيس شد.

            نظامنامه انجمن، هدف آن را "پيشبرد خدمات كتابخانه‌اي و كتابداري" بيان مي‌كند. اين هدف بعدها در رشته‌اي از "اهداف و اولويت‌ها" در >راهنماي خط‌مشي انجمن كتابداران امريكا  با توضيح بيشتري آمد. اولويت‌ها عبارتند از:

             1) دسترسي به اطلاعات؛

             2) قانون‌گذاري و تأمين بودجه؛ 

           3) آزادي انديشه؛ و

            4)آگاهي عمومي

—            تاريخچه:

            انجمن در نخستين ربع قرن تأسيس خود به‌كندي رشد كرد. جاستين وينسر، نُه سال به‌عنوان نخستين رئيس آن، سپس ويليام فردريك پول و چارلز امي‌كاتر (هريك دو سال) در اين سمت خدمت كردند. شايد بزرگ‌ترين پيروزي سياسي انجمن، انتصاب هربرت پوتنام در سال 1899 به سمت كتابدار كتابخانه كنگره بود؛ سمتي كه او براي مدت چهل سال حفظ كرد و اين كتابخانه را نيز به يك كتابخانه ملي واقعي تبديل كرد.

              با توسعه كتابخانه‌هاي دانشگاهي، عمومي، و آموزشگاهي، نياز به كتابداران تربيت‌شده بيشتر شد. ديويي نخستين مدرسه كتابداري را در ژانويه 1877 در دانشگاه كلمبيا گشود. اين مدرسه درحالي‌كه جزو طرح‌هاي انجمن كتابداران نبود، تحت رهبري او ارتباط تنگاتنگي با انجمن داشت و فارغ‌التحصيلان آن تأثير عميقي بر حرفه كتابداري گذاشتند.

            در دومين ربع قرن، اين انجمن شاهد گسترش سريع كتابخانه‌هاي كارنگي و پيدايش زنان به‌عنوان عاملي عمده در كتابداري امريكا بود. جنگ جهاني اول شاهد تلاش انجمن براي تهيه كتاب‌ها و خدمات كتابخانه‌اي جهت نيروهاي مسلح ايالات متحده بود؛ تلاشي كه به تثبيت دائمي كتابخانه‌هاي نظامي انجاميد. از سال 1907 با انتشار >خبرنامه انجمن كتابداران امريكا<، به‌عنوان نشريه رسمي انجمن، و >سياهه كتاب‌هاي انجمن كتابداران امريكا، كه به‌كمك كارنگي از سال 1905 منتشر شد، انتشارات نيز گسترش يافت.

            انجمن‌هاي حرفه‌اي كتابداري ديگري نيز به‌تدريج پيدا شدند كه عبارت بودند از: انجمن كتابشناختي امريكا (تأسيس 1904)، انجمن امريكايي كتابداران حقوق   (تأسيس 1906)، و انجمن كتابخانه‌هاي تخصصي (تأسيس 1909). واحدهاي فرعي انجمن كتابداران امريكا شامل كتابداران ايالتي، دانشكده‌اي، و مرجع؛ كتابداران كودكان؛ و كتابداران فهرست‌نويس (تأسيس 1900) پيش از اين تشكيل شده بود.

            در جشن پنجاهمين سالگرد تأسيس انجمن (1926)، بنياد كارنگي اعطاي بودجه‌اي چهار ميليون دلاري را براي بهبود آموزش كتابداري اعلام كرد. موضوع‌هاي عمده اين انجمن در دو دهه بعد عبارت بود از: آموزش بزرگسالان، آموزش كتابداري، توسعه پيشرفت استانداردهاي كتابخانه‌اي و حرفه‌اي، قوانين كتابخانه‌اي، و آزادي انديشه.

            در سال‌هاي بعد، كارل اچ. ميلام، كه از 1920 تا 1948 به‌عنوان دبير اجرايي خدمت مي‌كرد، رئيس انجمن شد و، مانند پيشينيانش، رهبري نيرومند و سخنگويي برجسته براي پيشرفت كتابخانه‌ها و حرفه كتابداري بود.

            ركود اقتصادي بزرگ نه تنها شاهد منابع اندك درآمد براي كتابخانه‌ها و انجمن بود، بلكه موجب انشقاق دروني انجمن نيز شد. ميزگرد اعضاي جوان در 1931 شكل گرفت، انجمن كتابخانه‌هاي پژوهشي به‌عنوان سازماني مجزا در سال 1932 تشكيل گرديد، و گزارش مهم كميته سوم فعاليت‌ها ، انجمن را در راهي قرار داد كه ناچار شد خودمختاري بيشتري براي واحدهاي گوناگون، به‌ويژه كتابداران دانشگاهي فراهم نمايد؛ كتابداراني كه انجمن كتابخانه‌هاي دانشگاهي و پژوهشي آنها (تأسيس 1938) به بزرگ‌ترين بخش انجمن كتابداران امريكا تبديل شد (9158 عضو در سال 1985). سه گروه از فعاليت‌هاي دهه 1930، كانون عمده تلاش‌هاي انجمن در باقي‌مانده قرن بود: فشار به دولت فدرال براي كمك به كتابخانه‌ها، پشتيباني از آزادي انديشه، و حركت به‌سوي برابري نژادي.

           بسياري از كتابخانه‌هاي دانشگاهي و عمومي از سرمايه‌گذاري دولت فدرال، كه از طريق بنگاه كمك‌رساني دولت روزولت انجام مي‌شد، بهره‌مند شدند. انجمن در برنامه‌ريزي علمي شديداً درگير شد، اما تنها نتيجه، دستيابي به منصبي كتابخانه‌اي در اداره آموزش و پرورش ايالات متحده بود. براي سرمايه‌گذاري در كتابخانه‌هاي عمومي مي‌بايست منتظر گذراندن لايحه خدمات كتابخانه‌ها  (1956) در دولت آيزنهاور مي‌ماند. قوانين ديگر فدرال مربوط به كتابخانه‌ها، محصول برنامه‌هاي "جامعه بزرگ" دولت جانسون (1963-1968) بود.

           جنگ جهاني دوم، به‌ويژه رخدادهاي اروپا، موضوع‌هاي سانسور و تبليغات را پيش كشيد. اين انجمن نخستين لايحه قانوني حقوق كتابخانه‌ها  را در سال 1939 تصويب كرد. در سال‌هاي پس از جنگ و دوران هجوم به كتابخانه‌ها، سناتور جوزف مك كارتي امور مربوط به دسترسي آزاد به مواد كتابخانه‌اي را به يكي از موضوع‌هاي مهم انجمن تبديل كرد. انجمن كتابداران امريكا و سازمان‌هاي ديگر در سال 1953 "بيانيه آزاديِ خواندن" را صادر كردند كه تأثيري شگرف بر دفاع از آزادي انديشه داشت.

            در همايش ريچموند، ويرجينيا (1936)، درباره تبعيض نژادي نسبت به اعضاي سياه‌پوست انجمن بحث شد و انجمن تصميم گرفت در شهرهايي كه، در مورد مسكن اعضا، برابري نژادي رعايت نمي‌شود جلسه‌اي تشكيل ندهد، اما پيشرفت در اين زمينه بسيار كند بود.

            در پايان دهه 1960، انجمن دوباره دوره ديگري از به‌هم‌ريختگي و سامان يافتگي را تجربه كرد. اعضا از بي‌توجهي انجمن نسبت به تحولات جامعه و دور از دسترس بودن آن ناخرسند بودند و واحدهاي عضو انجمن خواهان استقلال بيشتري شدند و به مشكلات ناشي از منابع درآمد و تورم نيز اشاره كردند. سرانجام در سال 1974 تغييري در ساختار حقوق قانوني فردي پديد آمد.

            سال‌ها بعد، انجمن شاهد رشد در همه بخش‌ها بود. تعداد اعضاي آن از مرز 50000 نفر گذشت و عوايد آن دو برابر شد و به بيش از 24 ميليون دلار رسيد. انجمن، نخستين مدير اجرايي زن، ليندا كريسماند، را منصوب كرد و فعاليت‌هاي انتشاراتي خود را گسترش داد كه شامل انتشار منابع اطلاعاتي الكترونيكي نيز مي‌شد. موضوع‌هاي مهمي كه هنوز براي انجمن باقي مانده عبارت است از: حرفه‌اي شدن كتابداري علي‌رغم حملات به اعتبارنامه، حق هر شهروند براي بيشترين دسترسي به اطلاعات در يك جامعه آزاد، حملات مداوم به آزادي انديشه، تغيير در منابع پشتيباني مالي براي كتابخانه‌ها، پيدايش علم اطلاع‌رساني به‌عنوان رشته‌اي مستقل، و نياز به تجديد حيات آموزش حرفه‌اي براي برآوردن نيازهاي پيش‌آمده به‌وسيله فن‌آوري نوين.

 

نگارش در تاريخ شنبه 28 مرداد 1391برچسب:, توسط سید رسول شاکری

 

          انجمن علمی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی ایران
http:www.imla.ir
            سازمان بهداشت جهاني با همكاري معاونت پژوهشي «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي» در شهريور 1371، كارگاهي را با هدف معرفي «طرح اطلاعات بهداشتي- زيست‌پزشكي ايران»، براي كتابداران حوزه‌ علوم پزشكي كشور برگزار كرد.
               به دنبال برگزاري اين كارگاه، گزارش جامعي از آن تهيه و به معاونت پژوهشي وزارت بهداشت ارائه شد. در آن گزارش، ضمن تشريح اهداف اجراي طرح مورد نظر در ايران،‌ پيشنهادهايي مشتمل بر 25 مورد مطرح گرديد. از جمله موارد پيشنهادي، تقاضاي تشكيل انجمن علمي كتابداري و اطلاع‌رساني پزشكي بود كه مورد تأييد مسئولان و كتابداران حاضر در جلسه 25 مرداد 1371 قرار گرفت. براي پيگيري اين موارد، كميته‌اي منتخب از كتابداران در معاونت پژوهشي وزارتخانه تشكيل گرديد و كار خود را آغاز كرد. اعضاي اين كميته از ابتدا به‌عنوان مؤسسان انجمن به فعاليت پرداختند و در چند جلسه پياپي، اساسنامه انجمن را در 32 ماده و 18 تبصره تدوين كردند و با ملحوظ‌داشتن نظر خبرگان اين رشته، از معاونت پژوهشي وزارت بهداشت كه خود عضو كميسيون صدور مجوز انجمن‌هاي علمي بود، تصويب انجمن درخواست شد. در 4 ارديبهشت 1372 اساسنامه انجمن رسماً مورد تصويب قرار گرفت و سرانجام در 25 خرداد 1373 نخستين مجمع عمومي انجمن علمي كتابداري و اطلاع‌رساني پزشكي ايران، به‌منظور انتخاب هيئت مديره دوره اول برگزار گرديد.
            درباره ادكا:
            اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني ايران -كه به اختصار آن را ادكا مي ناميم، پنجمین اتحادیه علمي دانشجويي ثبت شده در وزارت علوم است. همانند ديگر اتحاديه هاي كشور اجتماعي است از انجمن هاي علمي دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه هاي كشور. درواقع جمع واحدي است از تمامي انجمن هاي علمي دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني ايران. اتحاديه فكر اوليه و انگيزه اصلي تشكيل آن نيازي بود كه در زمينه ارتباط دانشجويان كتابداري و اطلاع رساني كشور حس شده و همين نياز سبب اصلي فكري نو براي اتحاد، گردهم آمدن و فعاليت هرچه بيشتر دانشجويان، علاقه مندان فعاليت در حوزه كتابداري و اطلاع رساني گرديد.
            اهداف ادكا به نقل از اساسنامه آن بدين شرح است:
            ماده1. پیشبرد و ارتقای سطح علمی دانشجویان رشته کتابداری و اطلاع رسانی (تمام گرایش ها)   
ماده2 . ترغیب دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی کلیه دانشگاه ها جهت مشارکت و همکاری های علمی وپژوهشی
            ماده 3. شناساندن اهمیت حرفه کتابداری و اطلاع رسانی و اعتلای جایگاه کتابداران در سطح جامعه دانشجويی
           ماده4. تشویق دانشجویان جدید الورود و بالا بردن انگیزه آنها در زمینه کتابداری و اطلاع رسانی                  
             ماده5. ارائه پیشنهادات دانشجویان از طریق کانال اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني ايران (ادكا) به انجمن علمی کتابداری و اطلاع رسانی ایران
            ماده6 . تجلیل از دانشجویان محقق ، پژوهشگر و همچنین دانشجویان نمونه حوزه كتابداري و اطللاع رساني
            ماده 7 . برگزاری سمینار ها ، گردهمایی ها و بازدیدهای علمی - فرهنگی و بر پایی نمایشگاه                         
             ماده 8 .ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی جهت به روز رسانی اطلاعات دانشجویان رشته کتابداری و اطلاع رسانی (تمام گرایش ها)                                                                                                                         
            ماده 9 . انتشار کتب و نشریات علمی و پژوهشی در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی به شکل چاپی و غیره       
            ماده 10 . همکاری با انجمن علمي كتابداري و اطلاع رساني ايران و وزارت علوم تحقيقات و فناوري و ساير سازمان هاي علمي حوزه علوم كتابداري و اطلاع رساني جهت پيشبرد اهداف مشترك                                   
             ماده 11 . شناسايي و معرفي فرصت هاي شغلي به دانشجويان

انجمن کتابداری :

 

اين انجمن‌ها، به‌عنوان تشكلي از افراد و سازمان‌ها، به مؤسسه‌هايي گفته مي‌شود كه براي بهبود خدمات كتابخانه‌ها و ارتقاي منزلت اجتماعي كاركنان آنها ايجاد مي‌گردند .

وجود انجمن‌هاي رسمي فعال در هر حرفه و تخصصي، توسعه برنامه‌ها و تداوم طرح‌هايي را تسهيل مي‌كند كه براي بهبود وضع رفاهي و حقوقي اعضا طراحي شده است. اين انجمن‌ها موجب پيشبرد طرح‌ها و فعاليت‌ها و جلب حمايت نهادها از حوزه تخصصي انجمن مي‌شوند، فلسفه و موجوديت حرفه خود را استحكام مي‌بخشند، و براي اعضاي خود مقررات و نظام رفتاري وضع مي‌كنند؛ تا جبهه متّحدي را در مقابل جهان بگشايند و تداوم رشد و توسعه حرفه خود را از طريق آموزش منظم و جذب اعضاي جديدي كه از مهارت بالايي برخوردار هستند تضمين كنند .

            تاريخچه:

آغاز كار انجمن‌هاي كتابداري به دو گام مهم در ايالات متحده مربوط مي‌شود. نخستينِ آنها مربوط به 1853 در نيويورك است كه ناموفق ماند و دومين گام در سال 1876 برداشته شد كه به تأسيس انجمن كتابداران امريكا  در فيلادلفيا منجر گرديد. ايجاد اين انجمن انگيزه تأسيس مؤسسات مشابه، از جمله انجمن كتابداري در انگليس، شد و يك سال پس از تأسيس انجمن كتابداران امريكا، انجمن كتابداران انگليس  با نام ساده "انجمن كتابداران" تأسيس گرديد.

 در سال 1927 سازماني جهاني به نام فدراسيون بين‌المللي انجمن‌هاي كتابداري (ايفلا) تشكيل شد كه اكنون به "فدراسيون بين‌المللي انجمن‌ها و مؤسسات كتابداري" تغيير نام داده است. اين نام جديد دقيقآ حوزه فعاليت و شرايط عضويت آن را نشان مي‌دهد. اما انجمن کتابداران آمریکا، به‌سبب تمايل فوق‌العاده به بهبود خدمات و غفلت از بهبود وضع و حقوق كاركنان كتابخانه‌ها مورد انتقاد قرار گرفته‌ است.

            اهداف:

            انجمن‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني عمومآ به‌منظور نيل به اهداف گوناگوني همچون آموزش، تربيت نيروي انساني، انتشارات، تحقيقات، و ارتباط با سازمان‌ها و مؤسسات دولتي و غيردولتي شكل گرفته‌اند. اين فعاليت‌ها مي‌تواند سبب شود كه اعضا حرفه  خود را بشناسانند و صلاحيت حرفه‌اي خود را نشان دهند و به‌طور مؤثر فعاليت كنند.

                 هر انجمن معمولاً در جهت اتحاد و همبستگي اعضايش رسالتي براي خود قائل است و منعكس‌كننده خواسته‌هاي اعضاست. اهداف اين انجمن‌ها به‌گونه‌اي تدوين مي‌شود كه افراد و اعضا با تحقق آنها بتوانند معلومات و آموخته‌هاي خود را در جهت نفع عموم به‌كار بندند و به‌عنوان كارگزاران اطلاعات در روند تصميم‌گيري‌ها در صنعت و بخش دولتي و حرفه‌اي تأثير بگذارند. اين انجمن‌ها با مؤسسات آموزش كتابداري و اطلاع‌رساني - در مقاطع مختلف - همكاري تنگاتنگي دارند و در برنامه‌هاي آموزشي و ارزيابي مدارس كتابداري و دوره‌هاي آموزشي كوتاه‌مدت مؤثرند. همچنين، مدارس كتابداري را از نيازهاي واقعي جامعه مطلع مي‌سازند تا آنها برنامه‌ريزي آموزشي و درسي خود را در جهت پاسخگويي به اين نيازها تدوين كنند. از اين رو، اهداف و وظايف انجمن‌ها را مي‌توان به سه عرصه وسيع مربوط دانست: اعضا، مؤسسات مرتبط با انجمن، و محيطي كه انجمن در آن فعاليت دارد .

            اساسنامه:

            تدوين اساسنامه در انجمن‌هاي حرفه‌اي از امور اساسي محسوب مي‌گردد؛ زيرا به ايجاد ساختار تشكيلاتي و رابطه صحيح كاري كمك مي‌كند و ابزار مفيدي براي سازماندهي انجمن و جذب اعضاي جديد است. اساسنامه منعكس‌كننده تشكيلات حرفه‌اي است و نشان‌دهنده مسئوليت‌هاي قانوني انجمن است. بخشي از مواد اساسنامه، معمولاً، عبارتند از: نام و مشخصات انجمن، اهداف و وظايف، دسته‌بندي اعضا، خدماتي كه به اعضا ارائه مي‌شود، مسئوليت‌هاي هيأت مديره، نحوه اجراي انتخابات، ساختار كميته‌ها و حدود مسئوليت آنها، روش اصلاح اساسنامه، و شرايط انحلال انجمن.

          خدمات:

            خدمات انجمن بايد منطبق با اهداف آن و در راستاي كمك به اعضا و پيشبرد اهداف انجمن باشد.

           بخشي از خدمات انجمن‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني عبارتند از :

            1. انتشار خبرنامه. از طريق انتشار خبرنامه، اعضاي انجمن مي‌توانند پيوسته با انجمن در ارتباط باشند و از كمّ و كيف آنچه در حرفه مي‌گذرد مطلع شوند. تهيه و نشر خبرنامه به‌طور مرتب و روزآمد نقطه مثبتي در عملكرد هيأت مديره انجمن است.

            2. انتشار نشريه تخصصي. پيشرفت سريع علوم و فن‌آوري در جهان ايجاب مي‌كند كه متخصصان از آخرين دستاوردهاي علمي و پژوهشي رشته تخصصي خود در داخل و خارج كشور مطلع گردند. انجمن‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني با انتشار نشريه تخصصي، به پيشرفت آن حرفه در كشورشان كمك مي‌كنند و سطح علمي و تخصصي اعضاي خود را بالا مي‌برند .

            3. انتشار كتاب‌هاي تخصصي. در كشورهاي در حال رشد كه صنعت نشر با مشكلات جدي - از جمله كمي شمارگان كتاب - روبه‌رو است، عمومآ ناشران به نشر كتاب‌هاي كتابداري اهميت چنداني نمي‌دهند. كمبود منابع كه در بسياري موارد با مشكل ناآشنايي كتابداران با زبان‌هاي زنده دنيا همراه است از كارآيي آموزش رسمي و دوره‌هاي كوتاه‌مدت مي‌كاهد. انجمن‌هاي كتابداري در اين كشورها با ترجمه متون اساسي كتابداري و تأليف كتاب‌هاي كتابداري و انتشار آنها به پيشرفت كتابداري در اين كشورها كمك شايان توجهي مي‌كنند .

            4. برگزاري همايش‌ها. گردهمايي‌ها موجب آشنايي كتابداران با ابعاد مختلف حرفه آنان مي‌شود؛ و فرصتي پيش مي‌آورد كه با يكديگر ارتباط نزديك‌تري پيدا كنند. برگزاري همايش‌ها مي‌تواند بنيه مالي انجمن را نيز تقويت كند.

            5. آموزش. برگزاري دوره‌هاي كوتاه‌مدت كتابداري و همكاري با مدارس كتابداري به‌منظور ارتقاي دانش كتابداري اعضا، آشنايي آنان با فن‌آوري‌هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي، و نيز آگاه كردن مدارس كتابداري از نيازهاي جامعه از جمله وظايف آموزشي انجمن‌هاست.

            6. شناخت اعضا:اين امر يكي از اصول فعاليت‌ها و خدمات اين انجمن‌هاست. از اين رو، معمولاً انجمن‌هاي كتابداري پرسشنامه جامعي براي برآورد و شناخت نيازهاي اعضا و تعيين اولويت اين نيازها تهيه مي‌كنند.

            همچنين، انجمن‌ها از حقوق افراد و اعضاي خود دفاع مي‌كنند و در تهيه قوانين و استانداردهاي لازم براي فعاليت‌هاي كتابخانه، حفظ و نگهداري منابع، و ارتقاي پايگاه اجتماعي كتابداران و اطلاع‌رسانان مي‌كوشند.

        عوامل مؤثر بر ايجاد انجمن‌ها عبارتند از:

            1) آگاهي مسئولان از اين امر كه خدمات كامل كتابخانه‌اي در سراسر كشور يا جامعه نمي‌تواند فقط با فعاليت‌ها و انجام وظيفه كتابداران تحقق يابد؛ هرچند براي برآوردن آرمان‌هاي حرفه‌اي تلاش فراوان كرده باشند.

            2) آگاهي مسئولان از اين واقعيت كه آرمان‌هاي عمومي كتابداران با كوشش جمعي آنها شكل مي‌گيرد نه با اقدام فردي. ايمان دست‌اندركاران نسبت به اين آرمان‌ها و توانايي آنها در تحقق اين خواسته‌ها مي‌تواند ضامن بقاي انجمن‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني باشد .

            مهم‌ترين مشكلاتي كه بر سر راه انجمن‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني مي‌توان يافت عبارتند از:

           در حاشيه‌اي بودن بخش خدمات اطلاعاتي نسبت به برنامه‌هاي آموزشي كل كشور

            همبستگي ضعيف ملي، منطقه‌اي، و بين‌المللي

            كمبود يا نبود فعاليت‌هاي پژوهشي و نشر

            نارسايي در توسعه حرفه‌اي و وضعيت اقتصادي و شرايط كاري نيروي انساني شاغل در بخش خدمات اطلاعاتي

            ناكامي در تفهيم اهميت اطلاعات در فرآيند توسعه

            انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران: Address: www.ilisa.org.ir

             

            بدون ترديد، انجمن كتابداري و اطلاع‌رساني ايران، همچون ساير انجمن‌هاي علمي و حرفه‌اي در پاسخ به نيازهاي اعضاي اين حرفه، يعني كتابداران و اطلاع‌رسانان شاغل در انواع كتابخانه‌ها و مراكز اطلاع‌رساني، دانشجويان اين رشته و نيز اعضاي هيات علمي تاسيس شده است. به همين دليل، اين انجمن هدف‌هاي متنوع و در عين حال كلاني را براي فعاليت‌هاي خود در نظر گرفته است. اين هدف‌ها كه بر اساس مباني نظري حرفه كتابداري و اطلاع‌رساني شكل گرفته مسير حركت، برنامه‌ريزي و فعاليت‌هاي كميته‌ها و گروه‌هاي مختلف انجمن را تعيين مي‌كند.  به طور كلي، هدف عمده انجمن ارتقاء جايگاه حرفه كتابداري و اطلاع‌رساني در جامعه و فراهم ساختن بستر مناسب براي رشد علمي و حرفه‌اي كتابداران و اطلاع‌رسانان و دست اندركاران اين رشته در سطح كشور مي‌باشد.

           ساير هدف‌هاي كلان انجمن به شرح زير است:

            فراهم ساختن بستر مناسب براي ارتقاء سطح معرفت جامعه كتابداري و اطلاعرساني از مسائل اساس اين حرفه در سطح ملي و جهاني

           ترويج مباني نظري علم كتابداري و اطلاعرساني به منظور ايجاد زير بناي مناسب براي فعاليتهاي آموزشي و حرفهای

            فراهم ساختن امكانات و فضاي مناسب براي ايجاد ارتباط نزديکتر و فراگيرتر ميان همه دست اندركاران حرفه كتابداري و اطلاعرساني (كتابداران شاغل، اعضاي هيات علمي و دانشجويان )

            تلاش براي ايجاد انسجام حرفهاي در سطح كشور

            تلاش براي فراگير ساختن روحيه مشاركت فكري و عملي اعضاي حرفه در فعاليتهاي حرفهاي و اجتماعي

     کمك به فرايند اجتماعي كردن حرفه به منظور برقراري ارتباط عينيتر و عميقتر با جامعه و درك بهتر از نيازهاي جامعه

  کمک به بازنگري در كاركردهاي كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني به منظور همخوان كردن فرايند امور با شرايط جدید

          تلاش براي بقاي موثر حرفه و تقويت جايگاه آن در شرايط متحول ناشي از گسترش فناوريهاي جديد

           تاریخچه:

            انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران پس از یک وقفه بیست ساله با تلاش جمع کثیری از پیشکسوتان و کتابداران کشور (هيات موسسان) و با هدف پیشبرد وارتقاء دانش کتابداری واطلاع رسانی دراسفند  سال  1379تاسیس شد. اين انجمن كار خود را به طور عملي از ابتداي ارديبهشت 1380 آغاز كرد.

            اين انجمن در سال 1345 توسط گروه كوچكي از كتابداران ايراني كه در دوران تحصيلشان در امريكا و انگليس تحت تأثير فعاليت‌هاي انجمن‌هاي كتابداري اين دو كشور قرار گرفته بودند به‌وجود آمد. اين گروه حتي قبل از رفتنشان به خارج از كشور با كاركردهاي انجمن‌هاي حرفه‌اي كتابداري از طريق استادان خارجي كه در دوره‌هاي كوتاه‌مدت كتابداري در ايران تدريس مي‌كردند آشنا شده بودند. اما اين نخستين تلاش كتابداران ايراني براي برپايي انجمن كتابداران ايران نبود. اولين اقدام در سال 1340 توسط 21 نفر از كتابداران دانشگاهي و تخصصي صورت گرفت كه بيش از يك سال و نيم دوام نيافت. انجمن جديد از همان آغاز كار، اعتلا بخشيدن به كتابداري ايران از طريق ترويج و آموزش كتابداري نوين را در زمره مشغله‌هاي مهم خود قرار داد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اين انجمن چند سالي دوام يافت اما قطع كمك‌هاي مالي و همكاري‌هاي سازمان‌هاي دولتي از يك سو و برخي عوامل سياسي از سوي ديگر سبب انزوا و انحلال انجمن كتابداران ايران در سال 1360 شد.

           

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد